اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٩
معنی و مفهومی که امروزیها استعمال میکنند غلط است ولی یک معنا و مفهوم صحیحی میتواند داشته باشد که غیر از چیزی است که امروزیها از آن قصد میکنند ، و فرقی گذاشتم میان آداب و اخلاق که آداب غیر از اخلاق است . آنوقت آداب را دو گونه ذکر کردیم . ممکن است مقصود از آداب اموری باشد که در واقع امروز به آنها فنون میگویند . علاوه بر اخلاق ، علاوه بر صفات خاص روحی ، علاوه بر نظمی که انسان باید به قوای روحی خودش بدهد که این نامش اخلاق است ، علاوه بر همه اینها برای هر کس لازم و واجب است که یک سلسله فنون را یاد بگیرد ، البته آنهم اندازهای دارد یعنی فنی را باید بیاموزد که از آن فن یک اثر برای بشریت در جهت خیر برخیزد و ضمنا زندگی او را هم اداره بکند . در فنون است که انسان باید تابع زمان باشد . اگر " لاتؤدبوا اولادکم بادابکم " بگوئیم درست است ، یا " لاتؤدبوا اولادکم بفنونکم " حرف درستی است چون زندگی متغیر است ، انسان نباید در اینجور چیزها جمود به خرج بدهد و همیشه بخواهد به اولاد خودش آن فنی را بیاموزد که خودش داشته است در صورتی که ممکن است همان فن به شکل بهتر و کاملتر در زمان جدید پدید آمده باشد . مسأله دیگری که گفتم و بعد ، از سؤالات آقایان معلوم شد که احتیاج به توضیح بیشتری دارد مسأله آداب و رسوم است . آداب و رسوم هم بر دو قسم است . بعضی از آنها از نظر شرعی سنن نامیده میشود یعنی شارع روی آنها نظر دارد . شارع ، آن آداب را به صورت یک مستحب توضیح داده است و نظر به اینکه اسلام