اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٨
یکی از کارهای دین همین است ، چون عقل به تنهائی قادر نیست که به حساب اینها برسد . دین با تکالیفی که دارد سهم بندیهای اینها را مشخص میکند . به این امر ما اخلاق میگوئیم . البته منحصر به این نیست یعنی اخلاق بد تنها از این ناحیه پیدا نمیشود که سهم یکی بیشتر است ، سهم دیگری کمتر ، بلکه سهم یکی را زیادتر دادن و سهم دیگری را کمتر دادن یک عوارضی ایجاد میکند چنانکه جامعه که گوئی الگوی بدن انسان است اگر در آن تقسیمات طبقاتی غلط صورت بگیرد به طوری که یکی همه چیز داشته باشد و دیگری هیچ چیز نداشته باشد ، هم آنهائی که همه چیز دارند فاسد میشوند و هم آنهائی که هیچ چیز ندارند ، و یک سلسله مفاسد در اجتماع از ناحیه هر دو پیدا میشود . مثلا اولین ضرر از ناحیه آنهائی که زیادتر از حد خودشان دارند اینست که خودشان یک وجود عاطل و باطلی از آب در میآیند . اگر هم خودشان درنیایند بچههاشان عاطل در میآیند . اینجور افراد امکان ندارد سه یا چهار نسل باقی بمانند . مفاسدی که از ناحیه محرومین پیدا میشود [ از آنجا ناشی میگردد که ] میبیند کار را این کرده ، زحمت را این کشیده اما پولش به جیب دیگری رفته است . چقدر کینه پیدا میکند ؟ ! بعد جنایت میکند ، آدمکشی میکند ، جمعیت تشکیل میدهد ، انقلاب میکند ، خونریزی میکند . میبینید یک نوکری در یک خانه چندین نفر را میکشد . معلوم است : میبیند تمام افراد خانواده در ناز و نعمتاند ، خوشند ، دست به دست یکدیگر داده و غرق در شهوتند ، البته ناراحت میشود . این ناراحتیها جمع میشود مانند