اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٢
ارسطو این چهره اینچنین ، پایدار ماند ؟ خیر ، آخرش زیراب او را زدند . در خود مشرق زمین افرادی پیدا شدند که با آنهمه احترامی که برای ارسطو قائل بودند بسیاری از عقائد او را خراب کرده ، افکار دیگری بجای آن گذاشتند . در مغرب زمین بیشتر . آنچنان ارسطو شکسته شد که یک عده اصلا راه اغراق و مبالغه را پیموده ، ارسطو را مسؤول انحراف فکری بشر دانستند و گفتند انحطاط علمی بشر از ارسطو است و ارسطو سیر علمی بشر را دو هزار سال متوقف کرد . یعنی ارسطو منسوخ شد . واقعا الان ارسطو یک شخصیت منسوخ شده است . شما هیچ عالمی از علمای معروف چه علمای اسلامی و چه از غیر اسلامی را پیدا نمیکنید که لااقل صدی هشتاد از آراء و عقائدش منسوخ نشده باشد . خود ابن سینا را میبینید که نیمی از عقائد او کهنه شده است . دکارت منسوخ شده است ، حالا به افکار او میخندند . وقتی که انسان " عده " شیخ طوسی را میبیند و با " رسائل " شیخ انصاری مقایسه میکند ، میبیند " عده " را فقط باید در کتابخانهها به عنوان آثار قدیم نگهداری کرد ، دیگر ارزش اینکه انسان آن را یک کتاب درسی قرار بدهد ندارد ، منسوخ است . شیخ صدوق همینطور ، محقق حلی همینطور . شما نمیتوانید یک نفر را پیدا بکنید که کتاب او صددرصد زنده مانده باشد . میبینید علمای بعد حرفهائی زدهاند که حرفهای قبلی ، خود به خود منسوخ شده است . نمیخواستند منسوخ بکنند ولی شده است . اما در میان افراد بشر چهرههائی هست منسوخ نشدنی ، کهنه نشدنی ، چهرههائی که در تمام زمانها افراد را جذب میکنند .