اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٤
دیگر جای لجاجت و یکدندگی نیست . چند سال پیش مرد عالمی بود که البته در عتبات سکونت داشت و چون مریض شده بود به تهران آمده بود . چشم او را عمل جراحی کرده بودند و البته عمل هم با موفقیت انجام یافته بود . اطبا او را از شستشو منع کرده بودند ولی او آدمی بود که حالت یکدندگی داشت میگفت اطبا نمیفهمند ، فقط جراحی را که آنهم از نوع خیاطت و دوزندگی است میفهمند ، دیگر هیچ چیز نمیفهمند . پس از چندی بدون اجازه طبیب به قم رفت و در آنجا به یکی از حمامها رفت و داخل خزینه کثیف آن شد و به همین جهت چشم او چرک کرد و بالاخره به کلی کور شد . آیا این آدم مطابق دستور اسلام عمل کرد یا برخلاف دستور اسلام ؟ البته برخلاف دستور اسلام . اسلام میگوید وقتی وضو برایت خطر دارد باید تیمم بکنی ، اگر وضو بگیری اصلا نمازت باطل است . اگر اطبا گفته باشند که روزه برایت ضرر دارد یا خوف ضرر داشته باشی ، نمیتوانی بگوئی مگر چطور میشود که من در این ایام احیاء روزه بگیرم ! چون اگر روزه بگیری اصلا روزهات باطل است ، بعد هم باید قضای آن را بگیری . بنابراین خود دستورهای دین آنچنان شکلهای مختلف دارد که انسان حیرت میکند . این ، برای اینست که مصلحتها فرق میکند و همان حساب اهم و مهم است . میگوید در سفر که میروی نمازت را شکسته بخوان ، روزه هم نگیر . قرآن میفرماید : « فمن کان منکم مریضا او علی سفر فعده من ایام اخر » هر که مریض یا در سفر است نباید روزه بگیرد ، بگذارد برای روزهای