اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥
میشود ، فقط آنکه استعداد دارد میپذیرد و آنکه استعداد ندارد نمیپذیرد . میتوانید مثال بزنید به پیغمبری ، به امانت ، به علم و به هر چه که بخواهید . آیا این موهبت که نامش رسالت است از طرف خداوند به بعضی از انسانها عرضه میشود و از بعضی دیگر مضایقه میشود ؟ یعنی پیغمبری را به پیغمبر عرضه کردند پذیرفت ، به من عرضه نکردند ، اگر به من هم عرضه میکردند میپذیرفتم ؟ یا نه ، آن حقیقتی که نامش وحی است ، رسالت است ، نبوت است ، یک حقیقتی است که از ناحیه خداوند هیچگونه مضایقهای [ در عرضه آن ] نیست ، آن حقیقت بر همه مخلوقات عرضه میشود ، به سنگ هم اگر بتواند بپذیرد میدهند ولی سنگ نمیتواند بپذیرد ، حیوان نمیتواند بپذیرد ، انسانها هم نمیتوانند بپذیرند مگر افراد بخصوصی . آن امانت هم که خدا میفرماید عرضه داشتیم ، بر تمام مخلوقات عرضه کردند و هیچکدام از مخلوقات نتوانستند آن را بپذیرند مگر انسان . پس تا اینجا میفهمیم که در انسان یک استعدادی وجود دارد که در موجودات دیگر آن استعداد وجود ندارد . انسان چون استعداد آن را داشت به او داده شد . حالا آن امانت چیست ؟ ما از خود همین کلمه « یحملنها » میتوانیم بفهمیم چیست . معلوم میشود یک امری است که به دوش گرفتنی است . البته جسمانی و مادی نیست ولی تحمل کردنی است . وقتی به اخبار و روایات مراجعه میکنیم میبینیم آن چیزی که تفسیر میکردهاند با همین معنی جور در میآید . آن امانت