اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٧
وجود نداشته باشد تکلیف بچههای او چیست ؟ میگویند تکلیف اینها را باید حاکم شرعی معین بکند در صورتی که نه آیهای هست و نه خبر صددرصد صحیح چون اسلام دینی است که مصالح مردم را بلاتکلیف نمیگذارد . هر چه که شارع حکم کرده است عقل هم حکم کرده است . معنای این جمله این نیست که هر جا که شارع حکمی وضع کرده ، عقل هم الان حکمی دارد ، مثلا اگر شارع گفته است گوشت خوک حرام است عقل هم میفهمد که چرا حرام است . نه ، مقصود این است که در هر حکم شارع رمزی وجود دارد که اگر آن رمز را برای عقل بگویند عقل هم تصدیق میکند . این را میگویند قاعده ملازمه . روی این حساب علمای اسلام میگویند هر دستوری از دستورات اسلام چه واجب ، چه مستحب ، چه حرام و چه مکروه حتما به خاطر یک مصلحت یا دفع یک مفسده است و به همین جهت خاصیت حکیمانهای دارد . اسلام گزاف حرف نمیزند . این پیوندی که میان عقل و دین اسلام هست ، در مورد هیچ دینی وجود ندارد . شما از علمای هر دین دیگری بپرسید چه رابطهای میان دین و عقل هست میگوید هیچ ، اصلا عقل را با دین چکار ؟ ! مسیحیت از تثلیث شروع میشود و در این مورد حرفی میزنند که اگر بگوئیم با عقل جور در نمیآید میگویند در نیاید . آنها وقتی میگویند ایمان و تعبد مقصودشان پشت پا به عقل زدن و تسلیم کورکورانه درمقابل دین است . در اسلام تسلیم کورکورانه نیست ، تسلیمی که ضد عقل باشد نیست . البته تسلیمی که مافوق عقل باشد هست به همین معنا که عرض کردم ، که آن ، خودش