اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٠
حاجت ثابت ، فقط مجتهد میخواهد ، متفقه میخواهد که این ارتباط را کشف بکند و آنوقت دستور اسلام را بیان بکند . این همان قوه محرکه اسلام است . یکی از جمودهائی که اخباریین به خرج میدهند تحت الحنک انداختن است . اتفاقا ما دستور هم داریم . مرحوم فیض کاشانی با اینکه مرد اخباری مسلکی است ولی در عین حال نیمه فیلسوف است . همین امر به فکرش یک روشنائی مخصوص بخشیده است . نقطه مقابل تحت الحنک ، اقتعاط است . مرحوم فیض در اینجا روحی و تنی به دست آورده است ، پوستهای و هستهای به دست آورده است ، میگوید در آن زمان مخالفین یعنی مشرکین شعاری داشتند و آن این بود که تحت الحنکها را از بالا میبستند و اگر کسی تحت الحنک را از بالا میبست ، شعار آنها را پذیرفته بود و به قول امروزیها آرم آنها را گرفته بود . اینکه دستور دادند که شما تحت الحنک بیاندازید ، خود تحت الحنک موضوعیت ندارد ، مخالفت با شعار مشرکین موضوعیت دارد یعنی مسلمان نباید شعاری را که مال دیگران است انتخاب بکند . این ، تا وقتی بود که یک همچو مشرکینی وجود داشت و یک چنین شعاری داشتند . ولی امروز که اصلا یک همچو مشرکینی وجود ندارد و چنین شعاری هم در بین نیست ، دیگر تحت الحنک انداختن که فلسفهاش دهن کجی به آنها است ، لزومی ندارد ، دیگر موضوعیت ندارد . حال مرحوم فیض که این حرف را زده است آیا حکم اسلام را نسخ کرده است ؟ نه ، مقصود این دستور را خوب درک کرده است ، یعنی همان اجتهادی را که به گفته اقبال پاکستانی قوه محرکه اسلام