اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٢
گفته است . حالا به این جهت کاری ندارم . او میگوید پدرم یک جملهای به من گفت که آن جمله برایم درس شد . میگوید یک روز صبح مشغول تلاوت قرآن بودم ، پدرم گفت چه میکنی ؟ گفتم قرآن میخوانم . گفت قرآن را آنچنان بخوان که گوئی وحی ، برتو نازل شده است . همین جمله مثل نقشی که روی سنگ کنده باشند در دلم اثر گذاشت و از آن به بعد به هر آیهای که رسیدم تا تأمل و تدبر نکردم رد نشدم . این مرد جملهای دارد که من به مناسبت این جمله خواستم اسمی از او برده باشم . این جمله درباره اجتهاد است . میگوید : " اجتهاد قوه محرکه اسلام است " . شما یک اتومبیل را میبینید حرکت میکند . این اتومبیل تا یک نیروئی نباشد که آن را به حرکت در آورد ممکن نیست حرکت بکند . جمله دیگری هم هست از بوعلی سینا که یک بحث جامعی در کتاب " شفا " دارد راجع به اصول اجتماعی و اصول خانوادگی . میگوید حوائجی که برای زندگی بشر پیش میآید بی نهایت است . اصول اسلام ثابت و لایتغیر است و نه تنها از نظر اسلام تغییر پذیر نیست ، بلکه اینها حقایقی است که در همه زمانها باید جزء اصول زندگی بشر قرار گیرد ، حکم یک برنامه واقعی را دارد ، اما فروع ، الی مالانهایه . میگوید به همین دلیل اجتهاد ضرورت دارد یعنی در هر عصر و زمانی باید افراد متخصص و کارشناس واقعی باشند که اصول اسلامی را با مسائل متغیری که در زمان پیش میآید تطبیق بکنند ، درک بکنند که این مسأله نو داخل در چه اصلی از اصول است .