اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٦
اما قضیه میگذرد ، اوضاع زمان تغییر میکند ، اسلام جهانگیر میشود . زمان معاویه پیش میآید ، معاویه حیثیت عمر و ابوبکر را ندارد . او کسی است که خودش و پدرش سالها علیه اسلام جنگیدهاند . حسابها عوض شده است . در اینجا علی با معاویه میجنگد . زمان امام حسن پیش میآید . در این زمان در اثر جریانهای زیادی که در زمان امیرالمؤمنین پیش آمد و از همه بالاتر آن حالت سست عنصریای که اصحاب امام حسن به خرج دادند ، اگر امام حسن مقاومت میکرد ، کشته میشد ولی نه کشته شدن شرافتمندانه و افتخارآمیز آنگونه که حسین بن علی کشته شد . حسین بن علی با هفتاد و دو نفر کشته شد ، یک شهادت آبرومندانه و در یک وضع و شرایط خاص که هزار و سیصد سال دارد اسلام را آبیاری میکند . در زمان امام حسن یک حالت رخوت و سستی و خستگی در شیعیان پیدا شده بود که اگر این کار ( مقاومت در مقابل معاویه ) ادامه پیدا میکرد ، یک وقت خبردار میشدند که حضرت را دست بسته تحویل معاویه دادهاند . هنوز صابون معاویه و بنی امیه درست به جامه مردم نخورده بود . بیست سال معاویه حکومت کرد ، مغیره بن شعبه و زیادبن ابیه که به جان مردم افتادند آنوقت مردم فهمیدند که اشتباه کردند که در زمان حضرت علی دعوت او را لبیک نگفتند ، اشتباه کردند که امام حسن را تحویل معاویه دادند . لهذا بعدها ( بعد از حادثه کربلا ) عدهای پیدا شدند و توابین را به وجود آوردند که همانها بودند که دور مختار را گرفتند . این امر یعنی آگاه شدن مردم از ماهیت حکومت اموی ، از