اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٤
صدمه بزند . همینطور تعقیب میکردم ، یک وقت دیدم باری که به پشت داشت ، از شانه ایشان افتاد . حضرت در اینجا ذکری گفت . من جلو رفتم و سلام کردم . فرمود اینجا چه میکنی ؟ گفتم چون دیدم از خانه خارج شدید نخواستم شما را تنها بگذارم . بعد آن آذوقه را جمع کردم و در میان انبان گذاشتم . گفتم آقا بگذارید من به دوش بگیرم . فرمود آیا در قیامت تو میتوانی بار مرا به دوش بکشی ؟ حرکت کردیم تا رسیدیم به ظل بنی ساعده که معلوم بود مسکن فقرا است . دیدم یواشکی حضرت آن نانها را میان آنان تقسیم کرد . من عرض کردم آیا اینها شیعه هستند ؟ فرمود نه . گفتم با وجود اینکه شیعه نیستند شما به اینها رسیدگی میکنید ؟ فرمود اگر شیعه میبودند نمک هم برایشان میآوردم . این دیگر زمان امام صادق و زمان حضرت امیر ندارد . این ، مواسات است و در همه زمانها یکجور است . چرا امام حسن صلح کرد یا چرا امام حسین صلح نکرد ؟ اصلا چرا ما درباره این دو امام بگوئیم ، قدری جلوتر برویم . چرا علی بن ابی طالب در زمان خلافت ابوبکر قیام نکرد ؟ چرا در زمان خلافت عمر قیام نکرد ؟ چرا در زمان خلافت عثمان قیام نکرد ولی بعد از عثمان که آمدند با او بیعت کردند ، محکم ایستاد ، در صورتی که از نظر علی بن ابی طالب همانطوری که ابوبکر غاصب بود معاویه هم غاصب بود . برای اینکه آنچه که در نظر اسلام اصالت دارد مطلب دیگری است و آن اینست که آن اقدامی که حفظ حوزه اسلام با او بشود ، بر هر اقدام دیگر مقدم است . آیا اینکه اسلام میگوید علی بن ابی طالب خلیفه باشد ، برای اینست که