اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٦
بشریت است ؟ یعنی آیا بشریت اینجور ساخته شده که هر چیز نوی که پیدا میشود ، آن چیز حتما در جهت صلاح و پیشرفت اوست ؟ آیا جامعه انحراف پیدا نمیکند و امکان ندارد یک چیز تازه در قرن پدید بیاید که انحراف و در جهت سقوط باشد ؟ بلکه امکان دارد ، پدیدههای هر زمانی ممکن است در جهت صلاح بشریت باشد و ممکن است در جهت فساد باشد . دلیلش اینست که ما مصلح داریم ، به قول اینها مرتجع داریم . مصلح علیه زمان قیام میکند ، مرتجع هم علیه زمان قیام میکند با این تفاوت که مرتجع به کسی میگویند که علیه پیشرفت زمان قیام میکند و مصلح به کسی میگویند که علیه فساد و انحراف زمان قیام میکند . هر دو علیه زمان خودشان قیام میکنند . ما سیدجمال الدین اسد آبادی را مصلح میشماریم و همه دنیا او را مصلح میشمارند . او علیه اوضاع زمان خودش قیام کرده بود یعنی با آنچه که در زمان خودش وجود داشت ، هماهنگی نمیکرد . پس چرا به او مصلح میگوئیم ؟ برای اینکه این اصل را قبول نکردهایم که هر چه که در زمان باشد خوب است ، هر چه که اکثریت بر آن باشند خوب است . میگوئیم در زمان او یک سلسله مفاسد و انحرافات وجود داشت که او علیه آنها قیام کرد . در مقابل ، هر کس که امروز تاریخ مثلا فلان اخباری را که آن شب اسم بردم بخواند ، میگوید او یک مرتجع است یعنی علیه پیشرفت و ترقیات زمان خودش قیام کرده است . پس به همین دلیل که ما میتوانیم در هر زمان مصلح و مرتجع داشته باشیم ، پدیده های زمان دو حالت میتوانند داشته باشند . یک حالت ، حالت پیشرفتگی ، و حالت دیگر ، حالت