اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٤
دیگر جمود و تقشر ، مسلمان باید به تعلیم و قرآن معتقد باشد و جریان معتدلی را طی کند . ما امروز باید وظیفه خودمان را در میان جمودها و جهالتها به دست آوریم . یعنی از جهت اینکه مسلمان هستیم ، از نظر مقتضیات زمان ، نه باید جاهل و مفرط و تندرو باشیم و نه باید جامد و متقشر باشیم . حالا وقت آنست که ما یک مقیاسی به دست بدهیم . اینطور که فائدهای ندارد ، بطور کلی مطلب را گفتیم که نه باید مفرط بود و نه مفرط ، نه باید تندرو بود و نه کندرو ، باید معتدل بود . اصلا مقیاس چیست ؟ ما با چه مقیاسی باید بفهمیم که آیا از طبقه معتدل و امت وسط هستیم که قرآن گفته است یا از آن طبقه انحرافی جاهل [ یا جامد ] ؟ معنای مقتضیات زمان چیست ؟ اول لغت را معنی میکنیم . معنای این لغت اینست که زمان که دائما در حال گذشتن و آمدن است ، در هر قطعهای یک اقتضائی دارد ، در هر لحظهای ، در هر وقتی و در هر قرنی ، در هر چند سالی یک تقاضائی دارد . به عبارت دیگر ( به جای کلمه اقتضا اگر کلمه تقاضا بگذاریم بهتر فهمیده میشود ) : زمان تقاضاهای مختلف دارد یعنی الان که ما در نیمه دوم قرن چهاردهم هجری و نیمه دوم قرن بیستم میلادی هستیم ، این نیمه دوم این قرن تقاضائی دارد که در نیمه اول نبود ، در قرن پیش هم نبود . معنای اینکه تقاضا دارد چیست ؟ یک وقت هست ما تقاضای قرن را اینجور تفسیر میکنیم که در این قرن یک چیزهائی آمده است ( اصلا تقاضا یعنی به وجود آمدن ) پس این قرن اینجور تقاضا دارد . هر چه که در یک زمان به وجود آمد ، همین به وجود آمدن معنایش تقاضا است . تبعیت کردن از مقتضای زمان