اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٧
مملکت طرفدار یک فکر باشند و روحانیون ، همه طرفدار فکر دیگر ، بلکه خود روحانیون منقسم به دو دسته شدند ، بعضی طرفدار مشروطیت و بعضی مخالف . دراینجا من قبل از اینکه مطلب را شروع بکنم نکتهای را تذکر میدهم : در جریان مشروطیت دو مطلب است که ما به یکی از آنها کار نداریم و روی دیگری بحث میکنیم . یکی اینست که از نظر اجتماعی و سیاسی چه عواملی در ایجاد مشروطیت ایران دخالت داشت و چه عواملی ( عوامل سیاسی خارجی ) مخالف بود ؟ بطور قطع سیاستهای بزرگ امروز دنیا روی مشروطیت و استبداد نظر داشتند یعنی یکی از سیاستهای بزرگ امروز دنیا طرفدار مشروطیت بود و کوشش میکرد مشروطیت در ایران ایجاد بشود و یک سیاست بزرگ دیگر دنیا از استبداد حمایت میکرد و کوشش میکرد که جلوی مشروطیت را بگیرد . چرا ؟ برای اینکه آنکه طرفدار مشروطیت بود میخواست بعد از مشروطیت سیاست خودش را بر ایران تحمیل بکند کما اینکه همین کار را کرد و آنکه مخالف بود نفوذی داشت و میخواست جلوی نفوذ رقیب را بگیرد . بنابراین اگر کسانی با مشروطیت مخالف بودند از این نظر بود که دستهای خارجی را میدیدند و میدانستند و پیش بینی میکردند که منظور ، مشروطیت واقعی نیست بلکه یک سیاست خارجی دیگری در کار است . یا اگر کسی مخالف استبداد بود ، از آن جهت بود که آن سیاستهائی را که طرفدار استبداد بودند میشناخت و ضررهای سیاست آنها را میدانست . ( روسها طرفدار استبداد بودند و انگلیسها طرفدار مشروطیت ) .