اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٦
حدیث من چهار هزار حدیث در اخبار شما قاطی کردم . مجتهدین میگویند آقا وقتی یک چنین جریانهائی در تاریخ وجود داشته است چطور ما میتوانیم بگوئیم هر چه حدیث نقل شده است ، درست است . مردی است به نام " یونس بن عبدالرحمن " که از بزرگان است . میگوید من کوشش میکردم که همیشه روایتهای معتبر را بنویسم و نقل بکنم . همه را نوشتم و به صورت کتابی در آوردم . یک وقتی خدمت حضرت رضا ( ع ) رسیدم و کتاب روایتم را به حضرت عرضه کردم و گفتم که تمام روایتها را از پدران شما نوشتهام . دیدم حضرت بسیاری از آنها را خط زد و گفت اینها دروغ است . ولی اخباریین زیربار این حرفها نرفتند و نرفتند . یک مبارزه بسیار شدیدی میان مجتهدین و اخباریین صورت گرفت . اخباریین مظهر کامل جمودند . ای کاش به این جمود قناعت میکردند . اینها یک تعصب احمقانهای راجع به اخبار و روایتها دارند . آمدند خدشه کردند در سه زمینه دیگر . آن شب عرض کردیم که ما چهار دلیل داریم : قرآن ، سنت ، اجماع و عقل . اینها به واسطه یک تعصب شدید و احمقانهای که پیدا کرده بودند ، برای اینکه آن سه دلیل دیگر را از حجیت بیاندازند گفتند شما میگوئید چهار دلیل داریم . اجماع که مال سنیها است ، اجماع وسیله شد برای این که ابوبکر خلیفه بشود و با همین اجماع امیرالمؤمنین را کوبیدند ، حالا شما میگوئید اجماع ؟ ! مجتهدین گفتند اولا موضوع خلافت جای اجماع نبود . موضوع ، نص است ، نص قطعی پیغمبر . ثانیا درباره ابوبکر که اجماع صورت نگرفت ، اجماع اینست که همه اهل