اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٥
من میگویم . آن مسلکی میتواند در دنیا مسلک شمرده شود که قناعت نکند به گفتار نیک ، کردار نیک و پندار نیک ، بلکه بگوید گفتار نیک ، و بعد بگوید گفتار نیک این است ، گفتار خوب را مشخص بکند ، و همینطور کردار نیک و پندار نیک . در مسیحیگری و یهودیگری هم همینطور است . یگانه دینی که میتوان در دنیا اصولش را نشان داد که هیچ دست آلودهای به آن نخورده و پاک مانده است ، دین اسلام است . سر آن را هم عرض کردم . نمیخواهم بگویم در دنیای اسلام هیچ جریان آلودهای پیدا نشده است ، نه ، ولی هر جریان آلودهای که پیدا بشود ، جریان پاکی در این دین وجود دارد که میتواند آن آلودگیها را تصفیه بکند . اولش خود قرآن است . مقیاس بزرگ قرآن است . از قرآن که بگذریم سنت قطعی و متواتر پیغمبر و برای ما شیعیان همچنین سنت قطعی و متواتر ائمه اطهار است . یعنی در میان اینهمه احادیث مشکوک و مظنون ، احادیث و سنتهای قطعی داریم از پیغمبر و ائمه اطهار . اینها برای ما حجت است ، اینها میتواند معیار و مقیاس واقع بشود . دیگر اینکه قرآن کریم از اول عقل را حجت قرار داده است . اسلام علیه عقل قیام نکرده . اگر چه غلط است آدم اسم این مردک را جزء سران ادیان و ادیان منسوخه ببرد ، [ ولی به عنوان مثال ] " حسینعلی بها " میگوید کور شو تا جمال مرا ببینی ، کرشو تا نغمه مرا بشنوی . عجب کاری است ! این چه جمالی است که آدم باید کور بشود تا او را ببیند و چه صدائی است که آدم باید کر بشود تا آنرا بشنود ؟ ! ولی قرآن میگوید چشمت را باز کن تا جمال مرا ببینی ، گوشت را باز کن تا صدای مرا بشنوی ، فکرت را باز کن تا