اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣١
میگفت من از پیغمبر اینطور شنیدهام . اما در زمانهای بعد دروغ بستن به
پیغمبر جنبه اجتماعی پیداکرد یعنی ابزاری شد در دست سیاسیون . خلفای
وقت از این موضوع به نفع سیاستهای خودشان استفاده میکردند ، پولها خرج
میکردند ، محدثینی را که ایمانشان سست بود و بنده دینار و درهم بودند
پیدا میکردند و پولها میدادند که مثلا در فلان موضوع یک حدیث نقل کن . "
سمره بن جندب " هشت هزار دینار معاویه به او داد که گفت من از پیغمبر
شنیدم که آیه : « و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله »[١]
در شأن عبدالرحمن بن ملجم نازل شده است . در زمان مهدی خلیفه سوم عباسی
پسر منصور که یکی از عاداتش کبوتر بازی بود و در این کار مسابقه میداد ،
یک نفر از همین محدثین نزد او آمد . برای رضای خاطر مهدی گفت من از که
شنیدم از پیغمبر : « لا سبق الا فی خف او حافر او طائر » که او " طائر "
را از خودش اضافه کرده بود. مهدی خیلی خوشش آمد و پول حسابی به او داد.
اینجور جریانها در دنیای اسلام زیاد پیدا شده است . در موضوع وضع و جعل
حدیث ابتکار در دست یهودیها بود . یهودیها افکار و معتقدات خودشان را
در میان مسلمانان به صورت حدیث در آوردند . اینها در نفاق هم عجیب
بودند ، به ظاهر مسلمانی میکردند و با مسلمانها رفت و آمد میکردند ولی
افکار خودشان را به صورت حدیث در میان مسلمین رائج میکردند . و در این
کار بسیار مهارت داشتند . البته مسیحیها و مانویها هم این کار را
[١] سوره بقره ، آیه . ٢٠٧