اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٠
بودم که چشم فتنه را از سرش در آوردم . غیر از من احدی جرأت این کار را نداشت . و راست هم هست . ما اگر بخواهیم در یک موضوع خدا را شکر بکنیم که در زمان علی نبودیم ، حق داریم برای اینکه اگر در آن زمان میبودیم آنقدر ایمان نداشتیم که در آن موضوع ثابت قدم بمانیم . مثلا ممکن است ما اگر در زمان علی ( ع ) بودیم در جنگ جمل شرکت میکردیم ، در جنگ صفین هم شرکت میکردیم ولی باور نکنید اگر ما با علی میبودیم جرأت میکردیم که در جنگ خوارج هم شرکت بکنیم برای اینکه آنجا علی به جنگ کسانی رفت که قائم اللیل وصائم النهار بودند یعنی مردمانی که از سرشب تا صبح عبادت میکردند و روزها روزه دار بودند و در پیشانی آنها آثار سجده بود : جباها قرحه پیشانیهائی که از بس سجده کرده بودند قرحه دار شده بود . چه کسی جرأت داشت با اینها بجنگد ؟ ! فقط علی میتوانست ، چون به ظاهر نگاه نمیکرد ، با اینکه علی اقرار میکند که اینها مردمانی متظاهر و دروغگو نبودند . عمده اینست . اگر منافق میبودند مهم نبود ولی خیر ، اینها نماز میخواندند در شبها ، و روزها روزهدار بودند ولی وجودشان برای اسلام خطر است ، جامدهائی هستند که برای اسلام ضررشان از دشمنان اسلام بیشتر است . و اگر علی در آن روز شمشیر به روی خوارج نکشیده بود و اگر شخصیت علی نبود و آن نصوصی که پیغمبر درباره علی کرد نبود و بعد هم اگر آن مقام علی ، ایمان علی ، زهد و تقوای علی نبود ، بعد از علی هم هیچ خلیفهای قدرت نداشت با خوارج بجنگد ، هیچ سربازی جرأت نمیکرد به جنگ خوارج برود . ولی چون علی پیشقدم شده بود آنها هم با خوارج