اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٥
تخت چگونه است و نشستن چگونه ، ما نمیدانیم . " قرآن خودش میگوید خدا جسم نیست ولی بر همه چیز احاطه دارد ، خدا با همه اشیاء هست . این چطور میشود که خدا تخت داشته باشد و روی آن بنشیند ؟ ! میگفت این دیگر به ما مربوط نیست . در مقابل افراط کاریهای معتزله که در اینجور مسائل تردید میکردند ، اشاعره برعکس اگر در قرآن جاء ربک بود میگفتند خدا روز قیامت میآید . خدا را درست یک انسان فرض میکردند . اگر کسی میگفت این حرفها با عقل جور در نمیآید میگفتند عقل حق مداخله ندارد . در اینجا هم باز روشی که ائمه راهنمائی کردند ، روشی بود که نه این بود و نه آن ، راه معتدل بود ، راهی که نه افراط کاری بیجا بود و نه جمود احمقانه . امشب میخواهم مثالهائی برای جمودهائی که در تاریخ اسلام پیدا شده و ضربههائی به اسلام زده است ذکر کنم . اولین جریان جمود آمیزی که در تاریخ اسلام پیدا شد جریان " خوارج " بود . خوارج به اسلام زیاد ضربه زدند و ضربه اینها نه تنها از این ناحیه بود که مدتی فساد کردند ، یاغی شده و اشخاص بیگناهی از جمله امیرالمؤمنین را کشتند ، بلکه غیر از اینها ضربه بزرگی به عالم اسلام وارد ساختند . خلاصه یک نوع خشکه مقدسی داشتند . تاریخچه خوارج از اینجا شروع میشود : اینها گروهی از اصحاب امیرالمؤمنین بودند و در جنگ صفین در لشکر امیرالمؤمنین شرکت داشتند . این جنگ چندین ماه طول کشید . البته گاهی هم متارکه میشد ولی مجموع مدت جنگها را چهارده ماه نوشتهاند . اواخر کار و در آخرین جنگ