پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٧ - شرح و تفسير مهمترين حق، حق والى و رعيت است
كثرت علل النّفوس).
در اينجا نيز امام عليه السّلام مفاسد هفتگانهاى براى ترك همكارى زمامداران و مردم بيان فرموده كه بارها با چشم خود آن را در حكومتهاى جور ديدهايم؛ اختلاف كلمه، ظلم و ستم، بدعت و فريبكارى، ترك مسيرهاى روشن، عمل بر طبق هوا و هوس، تعطيل احكام الهى و فزونى رذايل اخلاقى، همچون كبر و غرور و كينه و حسد، انحصارطلبى و استبداد و مانند آن.
به دنبال آن به بيان نتيجه نهايى اين وضع اسفبار پرداخته، مىفرمايد: «در چنين حكومتى مردم از حقوق مهمى كه تعطيل شده وحشت نمىكنند و نه از باطلهاى عظيمى كه رواج يافته، در نتيجه نيكان خوار و ذليل مىشوند و اشرار عزيز و محترم، و (به دنبال آن) مجازاتهاى الهى بر بنگان عظيم خواهد بود»؛ (فلا يستوحش لعظيم حقّ عطّل، و لا لعظيم باطل فعل! فهنالك تذلّ الأبرار، و تعزّ الأشرار، و تعظم تبعات اللّه سبحانه عند العباد).
اين امور پنجگانه نتيجه مستقيم و غيرمستقيم حكومتهاى جور است، زيرا در چنان فضايى مردم به ابطال حقوق عادت مىكنند و در برابر رواج باطل، عكس العملى نشان نمىدهند و اين امور به صورت كارهاى عادى در مىآيد كه نمونههاى آن را در طول تاريخ و در عصر خود بسيار ديدهايم و طبيعى است كه صداى نيكان و پاكانى كه مدافع حق و مخالف باطلند به جايى نمىرسد و از صحنه اجتماع طرد مىشوند و به عكس، پستهاى حساس به دست اشرار و آلودگانى كه با آن فضا همخوانى دارند مىافتد، همانگونه كه در دوران حكومت خليفه سوم اتفاق افتاد؛ ابوذرها تبعيد شدند و مروانها بر سر كار آمدند و در ادامه راه معاويهها زمام امور را به دست گرفتند و عمار ياسرها به قتل رسيدند و سرانجام نوبت به يزيد و ابن زياد رسيد و پاكترين سلاله پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و يارانش شربت شهادت نوشيدند.