پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٧ - ترجمه
اين دستور يك سنّت ثابت و عمومى نبود.
در كلمات قصار نهج البلاغه نيز آمده است كه از امام عليه السّلام درباره اين حديث پيغمبر صلّى اللّه عليه و اله سؤال شد كه فرموده است: «غيّروا الشّيب و لا تشبّهوا باليهود؛ محاسن سفيد خود را رنگ كنيد و شبيه يهود نباشيد».
امام فرمود: « (اين حكمى خاص است) زمانى پيامبر صلّى اللّه عليه و اله اين دستور را داد كه مسلمانان در اقليّت بودند، امّا اكنون كه اسلام گسترش يافته مردان مخيرند كه محاسن خود را رنگ كنند يا نكنند». [١]
آنگاه امام عليه السّلام در ادامه اين سخن به يكى ديگر از مشكلات مربوط به نقل احاديث مىپردازد و آن اينكه: «چنان نبود كه همه صحابه رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله از او پرسش كنند و مسائل مختلف را جويا شوند تا آنجا كه عدّهاى دوست مىداشتند مرد عرب يا سؤال كنندهاى تازه وارد بيايد و مطلبى از آن حضرت بپرسد تا آنها جواب آن را بشنوند و فراگيرند»؛ (و ليس كلّ أصحاب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و اله من كان يسأله و يستفهمه، حتّى إن كانوا ليحبّون أن يجيء الأعرابيّ و الطّاريء [٢]، فيسأله عليه السّلام حتّى يسمعوا).
ظاهر اين است كه اين عبارت اشاره به گروهى از اصحاب دارد كه زياد اهل تحقيق و جستجوگرى نبودند و ابتكار طرح سؤالات مختلف درباره اصول و فروع دين نداشتند و همين سبب مىشد كه از ناسخ و منسوخ و عام و خاص و محكم و متشابه و مجمل و مبيّن، سؤال نكنند و از مسائل مختلف به طور شفّاف آگاهى نيابند؛ ولى اگر تازه واردى پيدا مىشد و مسئله جديدى طرح مىكرد و پاسخ شايان توجّهى مىشنيد از آن استقبال مىكردند.
[١]. نهج البلاغه، كلمات قصار، ١٧.
[٢]. «طارئ» از ريشه «طروء» بر وزن «غروب» به معناى حادث شدن و خروج ناگهانى گرفته شده و لذا «طارئ» به معناى شخص تازه وارد و ديدار كنندهاى كه سرزده وارد شده، به كار مىرود.