پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٦ - نكته ذكر خدا و ذاكران
گاه همه عظمت قرآن را در جملهاى خلاصه كرده مىفرمايد: «إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ» [١]
گاه مىفرمايد: براى حلّ هر مشكل به سراغ اهل ذكر برويد: «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» [٢]
سرانجام ذكر خدا را آرامبخش دلها و وسيله اطمينان قلب معرفى مىكند: «أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» [٣]
گرچه ذكر در اين آيات معانى مختلفى دارد؛ ولى همه در يك قدر مشترك جمعاند و آن چيزى است كه انسان را به سوى خدا مىبرد. از قلب بر زبان جارى مىشود و از زبان به تمام اعمال انسان گسترش مىيابد. گويى همه اعضا در همه اعمال با صداى رسا ذكر خدا مىگويند.
در روايات اسلامى نيز مسئله ذكر و ذاكران بازتاب گستردهاى دارد:
از جمله اينكه در روايتى از امام صادق عليه السّلام مىخوانيم كه هر چيزى حد و اندازهاى دارد جز ذكر خدا كه هيچ حدّى براى آن متصوّر نيست: «ما من شىء إلّا و له حدّ ينتهي إليه إلّا الذّكر فليس له حدّ ينتهي إليه». [٤]
در حديث ديگرى از همان بزرگوار آمده است كه هركس ذكر خدا بسيار گويد خداوند در بهشت سايه عنايتش را بر او مىگستراند: «من أكثر ذكر اللّه عزّ و جلّ أظلّه اللّه في جنّته». [٥]
از روايات ديگرى استفاده مىشود كه ذكر خدا دافع انواع بلاهاست. در حديثى از امام صادق عليه السّلام مىخوانيم: «إنّ الصّواعق لا تصيب ذاكرا» [٦] صاعقهها (و
[١]. يوسف، آيه ١٠٤.
[٢]. انبياء، آيه ٧.
[٣]. رعد، آيه ٢٨.
[٤]. كافى، ج ٢، ص ٤٩٨.
[٥]. همان مدرك، ص ٥٠٠.
[٦]. همان مدرك.