پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٢ - شرح و تفسير سرنوشتى كه راه فرار از آن نيست
جانكاه خروج روح از بدن بر شما عارض گردد (و به سرعت به سراغ شما آيد) و پردههاى تاريك آن بر شما فروافتد، و شربت ناگوار مرگ بر شما چشانده شود»؛ (فيوشك أن تغشاكم دواجي [١] ظلله [٢] و احتدام [٣] علله، و حنادس [٤] غمراته [٥]، و غوّاشي سكراته، و أليم إرهاقه [٦]، و دجوّا [٧] أطباقه [٨]، و جشوبة [٩] مذاقه).
امام عليه السّلام در اين هفت جمله با تعبيرات مختلف لحظات وحشتناك آخر عمر را به دقيقترين وجهى بيان فرموده است؛ لحظاتى بسيار هولانگيز و وحشتناك؛ لحظاتى تاريك و ظلمانى كه امام از چهار واژه مختلف براى شرح ظلمت آن بهره گرفته (دواجى، حنادس، غواشى و دجوّ) كه نشان مىدهد امام تا چه حدّ بر الفاظ عرب احاطه داشته و در كلام فصيح و بليغ خود با استفاده از تنوّع الفاظ بر فصاحت مىافزوده است.
آنگاه مخاطبان خود را در برابر نزول ناگهانى مرگ هشدار مىدهد كه به هوش باشند مرگ هميشه با مقدمات طولانى و بيماريهاى مزمن روى نمىدهد، بلكه بسيار مىشود كه در يك لحظه همهچيز پايان مىيابد، مىفرمايد: «گويى ناگهان مرگ بر شما وارد مىشود و با ورود خود، شما را حتّى از سخنان آهسته و
[١]. «دواجى» جمع «داجيه» به معناى تاريك و ظلمانى از ريشه «دجوّ» بر وزن «غلوّ» گرفته شده است.
[٢]. «ظلل» جمع «ظلّه» بر وزن «قلّه» به معناى سايبان است.
[٣]. «احتدام» به معناى شدّت از ريشه «حدم» بر وزن «حتم» گرفته شده است.
[٤]. «حنادس» جمع «حندس» بر وزن «قبرس» به معناى تاريكى و شب بسيار تاريك است.
[٥]. «غمرات» جمع «غمره» بر وزن «ضربت» به معناى شديد و سختى است و «غمرات الموت» شدائد و سختيهاى حالت مرگ و جان دادن است كه انسان را فرامىگيرد، زيرا «غمره» در اصل به آب زيادى گفته مىشود كه چيزى را در خود فرومىبرد.
[٦]. «ارهاق» از ريشه «رهق» بر وزن «شفق» در اصل به معناى پوشاندن چيزى با قهر و غلبه است و به كارهاى سخت و سنگين اطلاق مىشود، در ضمن توجّه داشته باشيد كه در بسيارى از نسخ به جاى «ارهاق»، «ازهاق» آمده است كه از ريشه «زهوق» به معناى اضمحلال و هلاكت و نابودى گرفته شده است و «ازهاق روح» به معناى جداكردن روح از بدن است.
[٧]. «دجوّ» همانگونه كه در بالا آمد به معناى تاريكى است.
[٨]. «اطباق» جمع «طبق» به معناى چيزى است كه روى چيز ديگرى قرار داده مىشود، گويى براى تاريكى طبقاتى وجود دارد كه گاه روى هم متراكم و شديد مىشود.
[٩]. «جشوبة» به معناى خشونت است؛ خواه در غذا باشد كه لازمهاش ناگوارى است و يا در سخن و مانند آن.