پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٠ - شرح و تفسير بهانهجويى طلحه و زبير
روش پيغمبر صلّى اللّه عليه و اله توجّه نموده و به آن اقتدا كردم (به يقين) در اين امر (عمل به كتاب و سنّت) نيازى به رأى شما و رأى ديگران نداشتم (چون حكم خدا و رسول اللّه صراحت داشت) و مسئلهاى پيش نيامده كه آن را ندانم تا با شما و برادران مسلمانم به مشورت بنشينم به يقين اگر چنين چيزى پيش مىآمد (يا بيايد) از مشورت با شما و ديگران روىگردان نبودم (و نخواهم بود).
شرح و تفسير بهانهجويى طلحه و زبير
هنگامى كه مشكلات مسلمانان در حكومت عثمان بالا گرفت و مردم بر او شوريدند كه چرا مقامهاى حسّاس حكومت اسلامى و بيت المال را در ميان بستگان و خويشاوندان خود تقسيم كرده و تودههاى مردم نيازمند را ناديده گرفته است؛ گروهى از صحابه معروف نيز به حمايت از شورشيان برخاستند كه در صف مقدّم طلحه و زبير بودند، همانها كه اصرار داشتند امام حكومت را بپذيرد. آنها از نخستين بيعت كنندگان با امام بودند؛ ولى اينگونه افراد همانند همه كسانى كه سياسى فكر مىكنند؛ نه الهى و رحمانى، همواره انتظار دارند سهم مهمّى در حكومت داشته باشند؛ گاه آن را صريحا بر زبان مىآورند و گاه متوسّل به بهانههاى واهى مىشوند تا هدف خود را به طور كنايى بيان كرده باشند.
طلحه و زبير نيز چنين انتظارى را از امام داشتند؛ طلحه مىخواست حكومت بصره به او واگذار شود و به زبير حكومت كوفه و بعضى گفتهاند: طلحه انتظار حكومت يمن را داشت و زبير انتظار حكومت عراق را؛ ولى از آنجا كه اينگونه رشوههاى سياسى علاوه بر اينكه مخالف روح عدالتخواهى اسلامى است، گاه منجّر به تجزيه حكومت مىشود و از همه اينها گذشته مخالف چيزى است كه مردم به سبب آن بر عثمان شوريدند، امام به اين پيشنهادها تن در نداد.