پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٣ - ٢ داستان صوفىگرى و پيامدهاى آن
بن بزيع از آن حضرت چنين نقل كردهاند كه فرمود: «من ذكر عنده الصّوفيّة و لم ينكرهم بلسانه و قلبه فليس منّا و من أنكرهم فكأنّما جاهد الكفّار بين يدى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و اله؛ كسى كه نام صوفيه نزد او برده شود و آنها را با زبان و قلبش انكار نكند از ما نيست و كسى كه آنها را انكار كند، مانند كسى است كه با كفّار پيش روى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و اله جهاد كند». [١]
عموم فرق صوفيه هم در مسائل عقيدتى و هم در مسائل فقهى و اخلاقى داراى انحرافاتى هستند كه به چند قسمت آن در اينجا اشاره مىكنيم:
١. چون خود را اهل طريقت مىپندارند طريقتى كه در مسير حقيقت است و احكام شريعت را مقدمهاى براى وصول به طريقت و حقيقت مىشمرند اعتناى چندانى به مسائل شرعى ندارند و در بسيارى از موارد با اعذار و بهانههايى آنها را كنار مىگذارند.
٢. غالبا گرفتار تفسير به رأى در كتاب و سنتاند و به كمك آن خواستههاى خود را بر كتاب و سنّت تحميل مىكنند و براى ارتكاب بعضى از گناهان به پيروان خود چراغ سبز نشان مىدهند.
٣. قطب و مرشد خود را واجب الاطاعه مىشمرند و كرامات دروغين زيادى براى اقطاب خود قائلند كه گاه از معجزات انبيا و امامان نيز فراتر است و به همين دليل گاهى كار پيروان آنها به شرك مىانجامد و قطب و مرشد خود را همچون معبودى مىپرستند.
٤. بدعتهاى زيادى در دين به وجود آوردهاند و هر فرقهاى از آنها براى خود بدعتى دارد؛ از طرز مجالس ذكر و ورد گرفته تا برنامههاى ديگر. به همين دليل كمتر در مساجد اسلامى حضور مىيابند و كانون عبادتى به نام «خانقاه» براى خود درست كردهاند تا براى انجام برنامههاى خود آزاد باشند.
[١]. سفينة البحار، ماده «صوف».