پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٠ - نكته گذرگاهى كه همه از آن عبور مىكنند
در اين مسئله نمىتواند ترديد كند كه يك روز بايد رخت سفر را از اين دنيا بر بندد و كاسه مرگ را با اكراه يا با رغبت سر كشد.
همان گونه كه هر جنينى به هر شكل و صورت و مربوط به هركس، روزى بايد از گذرگاه رحم بگذرد و به اين دنيا گام بگذارد و هر ميوهاى روزى از درخت مىافتد و يا آن را مىچينند، انسان نيز بايد خواهناخواه از گذرگاه مرگ بگذرد.
حال كه چنين است چرا گروهى مايل نيستند نام مرگ برده شود؟ چرا تلاش مىكنند اين واقعيتى كه آنها را فراموش نمىكند، از ياد ببرند؟!
از آن مهمتر، مقدّمات و پيامدهاى مرگ است؛ حالات عجيبى كه مولا امير مؤمنان على عليه السّلام در اين خطبه با موشكافى تمام آن را به صورت تابلوى بسيار زندهاى ترسيم كرده و بازتاب مرگ را در انسانى كه آماده رفتن از اين دنيا مىشود و همچنين در اطرافيان او به طور دقيق تشريح مىكند و به نظر مىرسد كه هدف اصلى امام بيدار كردن غافلان و هوشيار ساختن مستان باده غرور و خودخواهى و هواپرستى است و الحقّ و الانصاف امام در اين زمينه داد سخن داده و همه گفتنيها را گفته، بهگونهاى كه هر انسان غافل و بىخبرى آن را بخواند تكان مىخورد و سخت تحت تأثير واقع مىشود.
امام عليه السّلام در حديث ديگرى مىفرمايد: «ما رأيت إيمانا مع يقين أشبه منه بشكّ، على هذا الإنسان إنّه كلّ يوم يودّع إلى القبور و يشيّع و إلى غرور الدّنيا يرجع و عن الشّهوة و الذّنوب لا يقلع؛ من هيچ ايمان توأم با يقين را شبيهتر به شك از كار اين انسان نديدم؛ او همه روز براى تشييع دوستان و بستگان و سپردن جسم بىجان آنها به قبرها مىرود ولى هنگامى كه باز مىگردد باز به سراغ غرور دنياست و از شهوت و گناه باز نمىايستد». [١]
[١]. بحار الانوار، ج ٦، ص ١٣٧.