پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٨ - ٢ اميران سخن
٢. اميران سخن
آنچه امام عليه السّلام در اين خطبه بيان فرموده كه ما امراى كلام هستيم واقعيّتى انكارناپذير است كه دوست و دشمن به آن معترفاند. بهترين دليل براى اين مطلب، آثارى است كه از اين خاندان مقدّس باقى مانده؛ مانند سخنان پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله كه به عنوان نهج الفصاحه منتشر شده و اين كتاب نهج البلاغه در بخشهاى سهگانه خود و دعاهايى مانند دعاى كميل و صباح كه سندش به آن حضرت مىرسد و دو خطبه معروف بانوى اسلام فاطمه زهرا عليها السّلام و همچنين دعاى عرفه كه سندش به امام حسين عليه السّلام مىرسد و خطبههايى كه خاندان آن حضرت بعد از حادثه كربلا در كوفه و شام و سپس در مدينه ايراد كردند و همچنين دعاهاى صحيفه سجاديه و دعاهايى مانند دعاى ابو حمزه ثمالى كه آن نيز سندش به امام سجاد عليه السّلام مىرسد و امثال آنها.
اعتراف دشمنان در اين زمينه قابل ملاحظه است. ابن ابى الحديد در جلد اوّل شرح نهج البلاغه از شخصى به نام محقن ابن ابى محقن نقل مىكند هنگامى كه او محضر على عليه السّلام را رها كرد و به معاويه پيوست، معاويه از او پرسيد: از نزد چه كسى آمدى؟ گفت: «جئتك من عند أعيى النّاس» او براى چاپلوسى در برابر معاويه چنين گفت: من از نزد ناتوانترين اشخاص در سخن گفتن، آمدهام.
معاويه گفت: «و يحك كيف يكون أعيى النّاس فواللّه ما سنّ الفصاحة لقريش غيره؛ واى بر تو چگونه او را ناتوانترين افراد مىشمارى در حالى كه به خدا سوگند، اساس فصاحت را در ميان قريش جز او كسى بنا ننهاد». [١]
نيز او از عبد الحميد كاتب كه در فن نويسندگى ضرب المثل بود نقل مىكند كه مىگفت: هفتاد خطبه از خطبههاى على عليه السّلام را حفظ كردم و پس از آن ذهن من فوق العاده جوشيد. [٢]
[١]. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ١، ص ٢٤.
[٢]. همان مدرك، طبق نقل مرحوم علّامه مطهرى در كتاب سيرى در نهج البلاغه، ص ٢٨.