پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣١ - نكته آثار زيانبار فقر
هرگز نتوانستند امكانات خويش را در مكّه، به مدينه منتقل كنند و طبعا در آنجا گرفتار فقر شديدى شدند و يا مسلمانانى كه در شعب ابى طالب در محاصره اقتصادى دشمن قرار گرفتند واقعا فقير شدند فقرى كه بر اثر ايمان به خدا و اطاعت فرمان او از سوى دشمن به آنها تحميل شد و پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله به آنها دلدارى مىداد كه اين فقر مايه افتخار است و شعار صالحان.
همچنين در دورانهاى بعد، جمع زيادى از خاصّان اهل بيت عليهم السّلام به مضمون مثل معروف «البلاء للولاء» گرفتار چنين فقر تحميلى مىشدند و اين امر تا عصر و زمان ما ادامه دارد. چنين فقرى نه تنها عيب نيست، بلكه افتخار است؛ عيب آن است كه انسان براى دنيا دست از انجام وظيفه بر دارد و تسليم دشمن شود.
حديث شريف «من أحبّنا أهل البيت فليعدّ للفقر جلبابا؛ هر كس ما اهل بيت را دوست بدارد بايد چادر فقر را آماده كند» [١] نيز اشاره به اين مطلب دارد.
بنابراين فقر بىدليل كه ناشى از تنبلى و فرار از كار يا سوء مديريت حاصل شود هرگز مطلوب انسان نيست.
كلام امام عليه السّلام در دعاى مورد بحث، به خوبى نشان مىدهد كه يك سلسله رذائل اخلاقى از فقر به معناى تهيدستى نشأت مىگيرد، تواضع در برابر اشرار و ستايش كسانى كه شايسته ستايش و نكوهش كسانى كه در خور نكوهش نيستند از جمله رذائل اخلاقى است كه از فقر به معناى تهيدستى نشأت مىگيرد.
جمله «لا تبذل جاهي بالإقتار» دليل بر اين است كه فقر فردى، آبروى انسان و فقر اجتماعى آبروى جامعه را مىبرد و اين هرگز با عزّت ناشى از ايمان سازگار نيست: «وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لكِنَّ الْمُنافِقِينَ لا يَعْلَمُونَ» [٢]
در حديثى از امير مؤمنان مىخوانيم كه فقر سرچشمه عيوب بزرگى است،
[١]. بحار الانوار، ج ٤٦، ص ٣٦.
[٢]. منافقون، آيه ٨.