پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٦ - شرح و تفسير شرح حال خفتگان در خاك!
يكديگر به ارث بردهايم و خانههاى خاموش قبر بر ما فروريخته است.
زيباييهاى بدنهاى ما محو شده و نشانههاى شناسايى چهره ما دگرگون گشته، اقامت ما در اين خانههاى وحشت، طولانى شده نه از اين درد و رنج، فرجى يافتهايم و نه از تنگى قبر، گشايشى. اگر با عقل خود آنها را در نظر خويش، مجسم سازى يا پردههاى كنار رود و با چشم خود آنها را ببينى درحالىكه گوشهاى آنها را حشرات خوردهاند و از كار افتاده و بر چشمهايشان سرمه خاك كشيده شده و (در كاسه) فرورفته، زبانهايى كه با سرعت و فصاحت سخن مىگفتند پارهپاره شده، قلبها در سينههاى آنها پس از بيدارى خاموش گشته و در هريك از اعضاى آنان پوسيدگى تازهاى آشكار شده و آن را زشت و بدمنظر ساخته و راه آفات را به سوى آن به آسانى گشوده درحالىكه همه آنها در برابر اين امور تسليمند. نه دستى براى دفاع وجود دارد و نه قلبى براى جزع و بىتابى (و ناله سر دادن) (آرى اگر حال آنها را در نظر خود مجسم سازى) قلبهايى پر از غم و چشمهايى پر خاشاك را مىبينى (كه بر آنها نوحهگرى مىكنند و از همه مصيبتبارتر اينكه) آنها در هر شدت و سختى، حالات ناراحت كنندهاى دارند كه هرگز دگرگون نمىشود (و به سوى خوبى نمىگرايد) و بلاى فراگيرى دارند كه هيچ گاه بر طرف نمىگردد.
شرح و تفسير شرح حال خفتگان در خاك!
امام عليه السّلام در اين بخش از خطبه، وضع مردگان و خفتگان قبور را با بيان رسا و تكان دهنده ديگرى شرح مىدهد و مىفرمايد: «هر چند آثارشان محو شده و اخبارشان منقطع گشته؛ ولى چشمان عبرت بين آنان را مىبيند و گوشهاى عقل گفتارشان را مىشنود. (آرى!) آنها سخن مىگويند؛ ولى نه از طريق زبان»؛ (و لئن