پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٩ - شرح و تفسير در برابر من نه غلق نه چاپلوسى!
تعبيرات را در برابر آن حضرت داشتهاند؛ ولى آن حضرت هرگز متعرض آنها نشد.
سپس در ادامه همين سخن مىفرمايد: «هرگز درباره من گمان مبريد كه درباره حقى كه به من پيشنهاد مىكنيد كوتاهى كنم (يا ناراحت شوم) و هرگز خيال نكنيد من در پى بزرگ ساختن خويشتنم، زيرا كسى كه شنيدن حق يا پيشنهاد عدالت به او برايش سنگين باشد عمل به آندو براى او سختتر و سنگينتر است»؛ (ولا تظنّوا بي استثقالا في حقّ قيل لي، ولا التماس إعظام لنفسي، فإنّه من استثقل الحقّ أن يقال له أو العدل أن يعرض عليه، كان العمل بهما أثقل عليه).
اشاره به اينكه آنها كه توان شنيدن انتقاد را ندارند از انجام اصلاحات ناتوانترند و بنابراين هر روز در ظلم و فساد بيشتر فرومىروند.
آنگاه امام عليه السّلام در تأكيد اين سخن، همه مخاطبان خود را به بيان صريح حق و ذكر مشكلات فردى و اجتماعى و تأكيد بر عدالت اجتماعى تشويق مىكند و مىفرمايد: «با توجّه به آنچه بيان كردم از گفتن سخن حقّ يا مشورت عادلانه، خوددارى نكنيد، زيرا من (به عنوان يك انسان و نه به عنوان يك امام معصوم) خود را بالاتر از آن نمىدانم كه اشتباه كنم و از خطا در كارهايم ايمن نيستم مگر اينكه خداوندى كه از من قادرتر است مرا از خطا حفظ كند»؛ (فلا تكفّوا عن مقالة بحقّ، أو مشورة بعدل، فإنّي لست في نفسي بفوق أن أخطيء، ولا آمن ذلك من فعلي، إلّا أن يكفي اللّه من نفسي ما هو أملك به منّي).
جمله «فإنّي لست في نفسي بفوق أن أخطيء» دستاويز بعضى از مخالفان عصمت ائمه شده و سر و صداى زيادى درباره آن به راه انداختهاند. در حالى كه جمله «إلّا أن يكفي اللّه من نفسي» آن را به خوبى تفسير مىكند، زيرا مفهوم جمله اوّل اين است كه من به عنوان يك انسان، ايمن از خطا نيستم و مفهوم جمله دوم اين است كه به عنوان حفظ و حمايت الهى وضع ديگرى دارم شبيه آنچه قرآن مجيد درباره يوسف بيان كرده است، مىفرمايد: « «وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ»»؛ آن زن (زليخا) قصد او كرد و او نيز- اگر برهان پروردگار را نمىديد- قصد مىنمود». [١]
اشاره به اينكه يوسف به عنوان يك انسان بيم اين مىرفت كه آلوده هوا و هوس همسر عزيز مصر شود؛ ولى مشاهده برهان ربّ كه اشاره به مقام عصمت و معرفت بالاى يوسف نسبت به پروردگار است، او را نگه داشت.
اضافه بر اين امير مؤمنان على عليه السّلام در مقام تعليم و تربيت اصحاب خويش است و به آنها مىآموزد كه در هر شرايطى باشيد احتمال خطا درباره خود بدهيد؛ ولى از روى تواضع، خود را هم در زمره آنها قرار مىدهد. به هر حال نبايد اين جمله را در برابر آن همه دلايلى كه بر مقام عصمت پيامبر و امام است بهانه و دستاويز قرار داد.
در حديثى از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله مىخوانيم: «ما منكم من أحد إلّا و له شيطان- قيل و لا انت يا رسول اللّه؟ قال:- و لا أنا إلّا أنّ اللّه تعالى أعانني عليه فأسلم؛ هيچيك از شما نيست مگر اينكه شيطانى دارد، كسى عرض كرد: همچنين شما اى رسول خدا؟ فرمود: آرى همچنين من؛ ولى خداوند متعال مرا يارى كرد و شيطانم تسليم من شد (و من به تأييد الهى از شرّ او در امانم)». [٢]
شاهد گوياى ديگرى درباره آنچه گفتيم سخنى است كه خود امام عليه السّلام در اواخر خطبه ٩٧ بيان كرده، مىفرمايد: «و إنّي لعلى بيّنة من ربّي و منهاج من نبيّي و إنّى لعلى الطّريق الواضح ألقطه لقطا؛ من نشانه روشنى از پروردگارم دارم و بر طريق واضح پيامبرم گام برمىدارم و در راهى آشكار با هوشيارى و دقت به پيش مىروم».
طبق اين بيان امام تأكيد مىكند كه او با حمايت پروردگار، هميشه راه درست
[١]. يوسف، آيه ٢٤.
[٢]. بحار الانوار، ج ٦٠، ص ٣٢٩.