پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩١ - شرح و تفسير سرنوشتى كه راه فرار از آن نيست
كاملتر مىسازد و مىفرمايد: «دامهايش بر دستوپاى شما افتاده (و به صورت بيماريها و حوادث دردناك ظاهر شده) و مصائب و مشكلاتش سراسر وجود شما را احاطه كرده (و از لابهلاى آنها چنگ و دندان نشان مىدهد)، تيرهايش شما را هدف قرار داده (و هر لحظه ممكن است به سوى شما پرتاب شود) و هيبت و صورت آن بر شما عظيم است، و تجاوزش پىدرپى بر شما وارد مىگردد (و هر لحظه گرگ اجل يكايك از اين گله مىبرد)»؛ (قد أعلقتكم حبائله، و تكنّفتكم [١] غوائله [٢]، و أقصدتكم معابله [٣]. و عظمت فيكم سطوته و تتابعت عليكم عدوّته [٤]، و قلّت عنكم نبوته [٥]).
امام عليه السّلام در اين تعبيرات پرمعنا گاه مرگ را به صيّادى تشبيه كرده كه براى همه انسانها دام گسترده است، و گاه به تيراندازى كه تيرهايش به خطا نمىرود، يا شمشيرزنى كه شمشيرش كارگر است.
آرى، انسان در هرچيز شكوترديد كند در مرگ و پايان زندگى ترديد نخواهد كرد. قوىترين قهرمانان جهان در برابر آن زانو مىزنند و هوشمندترين انسانها در دام آن گرفتار مىشوند و همين بس كه انبيا و اولياى الهى نيز از آن مستثنا نشدند و به فرموده قرآن: «كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ» [٦]
سپس امام عليه السّلام به هفت نكته ديگر درباره حملات مرگ به انسانها و ناتوانى انسان در برابر آن اشاره كرده، مىفرمايد: «نزديك است سايههاى تاريك مرگ شما را بپوشاند، و شدّت بيماريش شما را فراگيرد، و ظلمت شديد آسيبهاى آن بر شما مسلّط شود، و تاريكى سكرات مرگ بر شما چيره گردد، و دردهاى
[١]. «تكنّف» از ريشه «تكنّف» به معناى احاطه كردن بر چيزى، گرفته شده است.
[٢]. «غوائل» جمع «غائله» به معناى فساد و شرّ و حادثه سنگين است.
[٣]. «معابل» جمع «معبل» بر وزن «مدخل» به معناى پيكان تير است.
[٤]. «عدوه» به معناى تعدّى و تجاوز است.
[٥]. «نبوه» به معناى كارگر نشدن و خطارفتن ضربه شمشير و تير و مانند آن است.
[٦]. آل عمران، آيه ١٨٥.