پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٧ - شرح و تفسير شور و هيجان بىسابقه براى بيعت با امام عليه السّلام
عنوان شرح فى خلافة المسلمين به قلم استاد «سامى محمود» چنين خواندم:
«هنگامى كه عثمان به حكومت رسيد راه اسراف را پيش گرفت و خاندان خود از بنى اميّه را كه سر به طغيان برداشته بودند و همهجا را به فساد مىكشيدند:
«الَّذِينَ طَغَوْا فِي الْبِلادِ فَأَكْثَرُوا فِيهَا الْفَسادَ» [١] بر سر مردم مسلّط ساخت به گونهاى كه جامعه اسلامى غرق فتنه شد و بر عثمان شوريدند و او را به قتل رساندند، امّا على عليه السّلام و فرزندانش نوههاى رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله روشى واضح و روشن و صحيح داشتند، حتّى لحظهاى به فكر دنيا و زخارف دنيا نبودند، چرا كه هجرت آنان از آغاز براى خدا و پيامبر بود ...». [٢]
بنابراين جاى تعجّب نبود كه مردم چنان هجومى براى بيعت با امام عليه السّلام داشته باشند.
در مرحله دوم مىفرمايد: «آن قدر مردم از بيعتشان با من مسرور و شادمان شده بودند كه كودكان به وجد آمده و پيران خانهنشين با پاى لرزان براى ديدن منظره اين بيعت و شركت در آن به راه افتاده بودند. بيماران براى مشاهده آن به زحمت خود را بدانجا مىرساندند و دوشيزگان نو رسيده (بر اثر عجله و شتاب) بدون نقاب در آن جمع حاضر شده بودند»؛ (و بلغ من سرور النّاس ببيعتهم إيّاي أن أبتهج بها الصّغير، و هدج [٣] إليها الكبير، و تحامل [٤] نحوها العليل، و حسرت [٥] إليها الكعاب [٦]).
[١]. فجر، آيه ١١- ١٢.
[٢]. شرح نهج البلاغه مرحوم مغنيه، ج ٣، ص ٣٣٢.
[٣]. «هدج» از ريشه «هدج» بر وزن «خرج» به معناى راه رفتن افراد ضعيف و لرزان است و غالبا در مورد پيران ناتوان به كار مىرود.
[٤]. «تحامل» از ريشه «تحامل» (مصدر باب تفاعل) به معناى انجام دادن چيزى با مشقت و تكلّف است.
[٥]. «حسرت» از ريشه «حسر» بر وزن «حصر» در اينجا به معناى نقاب از صورت برداشتن است؛ ولى ريشه اصلى آن به معناى برهنه كردن و گاه به معناى خسته شدن به كار مىرود. گويى خستگى انسان را از نيروهايش برهنه مىكند.
[٦]. «كعاب» و «كاعب» به معناى دوشيزهاى كه تازه برآمدگى سينهاش آشكار شده و اشاره به دختران نوجوان است.