پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٤ - شرح و تفسير ما فرمانروايان سخنيم!
اين پاره گوشتى كه زبان نام دارد از عجايب آفرينش خداست. با حركات بسيار سريع و دقيق و حساب شده، مقاطع ٢٨ گانه يا ٣٢ گانه حروف را با دقّت مىسازد و آنها را پشت سر هم رديف مىكند و با مجموع آنها تمام منويّات مادى و معنوى و خواستههاى خود را بيان مىكند؛ زيباييها و زشتيها، خوبيها و بديها را با آن آشكار مىسازد و شگفت اينكه هر قومى به لغتى تكلّم مىكنند و بيش از هزار لغت در دنيا وجود دارد و اين موهبت تنها به انسان داده شده و سخن گفتن تنها از او بر مىآيد و به قدرى اهمّيّت دارد كه خداوند آن را در طليعه سوره «الرّحمن» كه شرح مواهب و نعمتهاى الهى را مىدهد، ذكر فرموده است:
«الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ خَلَقَ الْإِنْسانَ عَلَّمَهُ الْبَيانَ» [١] البتّه نبايد فراموش كرد كه مهم فرماندهى روح نسبت به زبان است. هرگاه اين فرمانده آمادگى داشته باشد زبان با فصاحت و بلاغت و به راحتى مىچرخد و هرگاه در روح، آمادگى نباشد زبان از كار مىماند و در جملههاى بالا اگر «امتناع» و «اتّساع» را به زبان نسبت مىدهد در حقيقت منظور، امتناع و اتّساع روح انسان است.
در حقيقت امام با اين سخن ضمن اشاره به اهمّيّت زبان و نطق، دليل موفق و ناموفق بودن افراد را در سخنرانى بيان مىفرمايد.
سپس در ادامه اين سخن مىافزايد: «ما فرمانروايان سخنيم، درخت سخن در ما ريشه دوانده و شاخههايش بر سر ما سايه افكنده است»؛ (و إنّا لأمراء الكلام، و فينا تنشّبت [٢] عروقه [٣]، و علينا تهدّلت [٤] غصونه).
امام عليه السّلام در اين عبارت زيبا سخن گفتن را به درخت تنومندى تشبيه كرده كه
[١]. الرحمن، آيه ١- ٤.
[٢]. «تنشّبت» از ريشه «نشوب» به معناى پيوستن يا فرورفتن در چيزى است.
[٣]. «عروق» جمع «عرق» بر وزن «صدق» به معناى اصل و ريشه هر چيزى است.
[٤]. «تهدّلت» از ريشه «هدل» به وزن «جدل» به معناى سست و آويزان شدن است و به شاخههايى كه رو به پايين مىآيد و آويزان مىشود، اطلاق مىشود.