پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٩ - ترجمه
بخش اوّل
لقد نقمتما يسيرا، و أرجأتما كثيرا. ألا تخبراني، أيّ شىء كان لكما فيه حقّ دفعتكما عنه؟ أم أيّ قسم استأثرت عليكما به؟ أم أيّ حقّ رفعه إليّ أحد من المسلمين ضعفت عنه، أم جهلته، أم أخطأت بابه!
واللّه ما كانت لي في الخلافة رغبة، و لا في الولاية إربة، و لكنّكم دعوتموني إليها، و حملتموني عليها، فلمّا أفضت إليّ نظرت إلى كتاب اللّه و ما وضع لنا، و أمرنا بالحكم به فاتّبعته، و ما استنّ النّبيّ صلّى اللّه عليه و اله، فاقتديته، فلم أحتج في ذلك إلى رأيكما، و لا رأي غيركما، و لا وقع حكم جهلته؛ فأستشيركما و إخواني من المسلمين؛ و لو كان ذلك لم أرغب عنكما، و لا عن غيركما.
ترجمه
شما (طلحه و زبير) براى امور ناچيزى خشم گرفتيد؛ ولى وظايف مهمّى را كه داشتيد به تأخير انداختيد. به من بگوييد: چه حقّى داشتهايد كه شما را از آن باز داشتهام يا كدام سهم متعلق به شما بوده كه آن را متصرّف شدهام يا كدام شكايت و حقّى را يكى از مسلمانان پيش من آورده و من نسبت به آن ضعف نشان داده يا از حكم آن بىخبر بوده و يا راه حلّ آن را به خطا پيمودهام. به خدا سوگند! من به خلافت (ظاهرى) رغبتى نداشتم و نسبت به زمامدارى شما علاقهاى نشان ندادم. اين شما بوديد كه مرا به آن دعوت كرديد و به اصرار مرا به آن واداشتيد و آنگاه كه حكومت به من رسيد به كتاب خدا و دستوراتى كه براى ما قرار داده و فرمان به اجراى آن صادر كرده، نظر افكندم و از آن پيروى نمودم و نيز به سنّت و