پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٩ - شرح و تفسير انواع ناملايمات را تحمل كردم
بر هم نهادم و همچون كسى كه استخوان در گلويش گير كرده باشد آب دهان فرو بردم و با خويشتندارى و فروبردن خشم در برابر چيزى كه از حنظل تلختر و از تيزى تيغ و خنجر بر قلب دردناكتر بود شكيبايى كردم»؛ (فأغضيت على القذى [١]، و جرعت ريقي على الشّجا [٢]، و صبرت من كظم الغيظ على أمرّ من العلقم [٣]، و آلم للقلب من وخز [٤] الشّفار [٥]).
اشاره به اينكه هرگز نبايد سكوت مرا در برابر آن اوضاع، دليل بر رضا گرفت، بلكه من از انحرافها و كژيها كه بعد از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله در حكومت اسلامى به وجود آمد سخت رنج مىبردم؛ ولى چارهاى جز صبر و سكوت نداشتم.
(١). «قذى» اين واژه نقطه مقابل صفا و خلوص است و به اشياى آلودهاى كه در آب مىافتد و همچنين خار و خاشاكى كه در چشم مىرود و آن را ناراحت مىكند «قذى» گفته مىشود.
(٢). «شجى» از ريشه «شجو» بر وزن «هجو» به معناى سختى و شدت و اندوه و غم است و به چيزى در گلوى انسان گير مىكند نيز «شجى» مىگويند.
(٣). «علقم» بوتهاى است بسيار تلخ كه به آن «حنظل» نيز گفته مىشود و اين واژه به هرچيز تلخى نيز اطلاق مىگردد.
(٤). «وخز» به معناى نيش زدن و سوراخ كردن و آزردن آمده است.
(٥). «شفار» جمع «شفره» بر وزن «دفعه» به معناى كارد و تيغ است.