پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧١ - شرح و تفسير در برابر من نه غلق نه چاپلوسى!
مىپيمايد و خطايى در كار او نيست.
آنگاه امام عليه السّلام در تكميل و تأييد گفتار بالا مىفرمايد: «به يقين من و شما بندگان و مملوك پروردگارى هستيم كه جز او پروردگارى نيست و آنچنان در وجود ما تصرّف دارد كه ما آنگونه، قدرت تصرف در خويش را نداريم. او ما را از آنچه در آن بوديم به سوى صلاح و رستگارى راهنمايى كرد، ضلالت را به هدايت تبديل نمود، و بينايى را بعد از كوردلى به ما عطا فرمود»؛ (فإنّما أنّا و أنتم عبيد مملوكون لربّ لاربّ غيره؛ يملك منّا ما لا نملك من أنفسنا، و أخرجنا ممّا كنّا فيه إلى ما صلحنا عليه، فأبدلنا بعد الضّلالة بالهدى، و أعطانا البصيرة بعد العمى).
همانگونه كه اشاره شد، روايت كافى در مورد اين خطبه مشروحتر از آن است كه در نهج البلاغه آمده و مرحوم سيّد رضى در واقع گزينشى از بخشهاى اين خطبه را داشته است.
در بخشى از روايت كافى مىخوانيم: «آن مرد كه مدح و ستايش بليغى از على عليه السّلام كرد و امام به او پاسخ داد (و گفته مىشود حضرت خضر بوده، زيرا بعدا كسى او را نيافت) در ادامه سخنانش در حالى كه بغض گلويش را گرفته بود و گريه مجال سخن گفتن را به او نمىداد، خطاب به امام چنين گفت: «اى تربيت كننده بندگان خدا و اى آرامبخش شهرها! كجا سخن ما مىتواند بيانگر فضل تو باشد و توصيف ما كارهاى برجسته تو را شرح دهد؟! چگونه مىتوانيم به حق ثناى تو برسيم يا اعمال برجسته تو را احصا كنيم؟! چگونه چنين چيزى ممكن است در حالى كه نعمت خدا به وسيله تو بر ما جارى شد و اسباب خير فراهم گشت؟! آيا تو پناهگاه درماندگان نبودى؟ آيا تو با مخالفانت همچون برادر رفتار نكردى؟ آرى به وسيله تو و اهل بيتت خداوند عزّوجل ما را از خطرات رهايى بخشيد و اموال غم و اندوه را فرونشاند ...!». [١]
[١]. كافى، ج ٨، ص ٣٥٨. ادامه اين بحث در كافى بسيار جالب است كه علاقهمندان مىتوانند به نشانى كه ذكر شد مراجعه كنند. ما براى اينكه از روش تفسيرى خود خارج نشويم از ايراد همه آن صرفنظر كرديم.