پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٨ - شرح و تفسير تفاخر بىمعنا به جاى عبرت گرفتن!
وضع آنان اين بازماندگان، به آستانه تواضع و ذلّت فرود آيند عاقلانهتر است از اينكه آنها را وسيله سربلندى و عزّت خود بدانند (آرى!) اين به جهت آن است كه آنها با چشمان كمنور به مردگان خود نگريستند و در درياى جهل و غرور فرو رفتند، اگر شرححال آنان را از عرصههاى ويران شده آن ديار و خانههاى خالى مىپرسيدند در پاسخ به آنها مىگفتند: آنها در زمين گم شدند (و اجسادشان خاك و پراكنده شد)؛ ولى شما از روى جهل همان مسير آنها را ادامه داديد در حالى كه از روى جمجمههايشان عبور مىكنيد و روى اجسادشان زراعت مىنماييد و از آنچه آنها باقى گذاردند مىخوريد و در خانههاى آنها كه رو به ويرانى مىرود سكونت مىگزينيد (شما بر آنها مىگرييد) در حالى كه روزهايى كه در ميان شما و آنها قرار دارد بر شما مىگريند و نوحهگرى مىكنند!
شرح و تفسير تفاخر بىمعنا به جاى عبرت گرفتن!
همانگونه كه در بالا اشاره شد اين خطبه يكى از مهمترين و جامعترين و مؤثّرترين خطبههاى امير مؤمنان على عليه السّلام است.
ابن ابى الحديد تعريفات عجيبى درباره اين خطبه دارد و آن را از نظر فصاحت و بلاغت بىنظير مىشمرد و مىگويد: كسى كه آن را بررسى كند، كلام معاويه درباره على عليه السّلام را باور خواهد كرد. او مىگفت: «و اللّه ما سنّ الفصاحة لقريش غيره؛ به خدا سوگند فصاحت را براى قريش غير او بنيانگذارى نكرد».
سپس به اين نكته مىپردازد كه گاهى شعرا هنگام شنيدن اشعار فصيح و بليغ سجده مىكردند و مىگفتند همانگونه كه قاريان قرآن مواضع سجود قرآن را مىدانند ما نيز مواضع سجود شعر را مىدانيم آنگاه ابن ابى الحديد مىافزايد سزاوار است تمام فصحاى عرب اجتماع كنند و اين خطبه بر آنها خوانده شود و