پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٥ - ترجمه
بخش دوم
و إنّما أتاك بالحديث أربعة رجال ليس لهم خامس:
رجل منافق مظهر للإيمان، متصنّع بالسّلام، لا يتأثّم و لا يتحرّج، يكذب على رسول اللّه صلّى اللّه عليه و اله متعمّدا، فلو علم النّاس أنّه منافق كاذب لم يقبلوا منه، و لم يصدّقوا قوله، و لكنّهم قالوا: صاحب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و اله رآه، و سمع منه، و لقف عنه، فيأخذون بقوله، و قد أخبرك اللّه عن المنافقين بما أخبرك، و وصفهم بما وصفهم به لك، ثمّ بقوا بعده، فتقرّبوا إلى أئمّة الضّلالة، و الدّعاة إلى النّار بالزّور و البهتان، فولّوهم الأعمال، و جعلوهم حكّاما على رقاب النّاس، فأكلوا بهم الدّنيا، و إنّما النّاس مع الملوك و الدّنيا، إلّا من عصم اللّه، فهذا أحد الأربعة.
ترجمه
ناقلان حديث چهار گروهند و پنجمى ندارد: نخست شخص منافقى است كه اظهار ايمان مىكند و نقاب اسلام بر چهره زده، نه از گناه باكى دارد و نه از آن دورى مىجويد، از روى عمد به پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و اله و دروغ مىبندد؛ (به يقين) اگر مردم مىدانستند او منافق و دروغگوست از وى نمىپذيرفتند و سخنش را تصديق نمىكردند؛ ولى (چون از واقعيت آگاه نبودند) مىگفتند: او از صحابه رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله است، آن حضرت را ديده و از او حديث شنيده و مطالب را دريافت داشته است به همين دليل به گفتهاش ترتيب اثر مىدادند، در حالى كه خداوند آنچه را لازم بوده از وضع منافقان خبر داده و اوصاف آنان را بر شمرده است. قطعا اين گروه منافقان (بعد از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله و همگى از ميان نرفتند بلكه