پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٨ - شرح و تفسير شرح حال خفتگان در خاك!
سرانجام پوسيده و خاك شده است. قبرها تنگ و تاريك و سرد و خاموش است و امواج وحشت آنها را در بر گرفته و همگى در سكوت فرورفتهاند.
سپس مىافزايد: «زيباييهاى بدنهاى ما محو شده و نشانههاى شناسايى چهره ما دگرگون گشته، اقامت ما در اين خانههاى وحشت، طولانى شده نه از اين درد و رنج، فرجى يافتهايم و نه از تنگى قبر، گشايشى»؛ (فانمحت محاسن أجسادنا، و تنكّرت معارف صورنا، و طالت في مساكن الوحشة إقامتنا؛ و لم نجد من كرب فرجا، و لا من ضيق متّسعا!).
آرى! صورتهايى كه در حال حيات بسيار زيبا و شناخته شده بود و منزلگاههايى كه وسيع و زيبا و راحت بود، با فرارسيدن مرگ دگرگون مىشود، آن منزلگاه زيبا و فراخ به خانه تنگ و تاريك قبر مبدل مىگردد، و آن صورتهاى زيبا بعد از چند صباحى نه تنها طراوت و شادابى و جمال خود را از دست مىدهد، بلكه به صورت بسيار وحشتناكى در مىآيد.
به همين دليل پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله در گفتار كوتاه و تكان دهندهاى مىفرمايد: «ما رأيت منظرا إلّا و القبر أفضع منه؛ من هيچ منظره وحشتناكى را نديدم مگر اينكه قبر از آن وحشتناكتر است». [١]
سپس امام عليه السّلام با تعبيرات زندهاى سعى مىكند وضع حالات آنها را در قبر براى مخاطبان خود كاملا آشكار كند: «اگر با عقل خود آنها را در نظر خويش، مجسم سازى، يا پردهها كنار رود و با چشم خود آنها را ببينى، در حالى كه گوشهاى آنها را حشرات خوردهاند و از كار افتاده، و بر چشمهايشان سرمه خاك كشيده شده و (در كاسه) فرو رفته، زبانهايى كه با سرعت و فصاحت سخن مىگفتند پاره پاره شده، قلبها در سينههاى آنها پس از بيدارى خاموش گشته است و در هر يك از اعضاى آنان پوسيدگى تازهاى آشكار شده و آن را زشت و
[١]. سنن ترمذى، ج ٣، ص ٣٧٩؛ ميزان الحكمه، ماده «قبر»، ح ١٦٢٥١.