پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٣ - شرح و تفسير مهمترين حق، حق والى و رعيت است
حقوق مردم بر يكديگر ياد مىكند كه مهمترين آنها حق زمامداران بر مردم و حق مردم بر زمامداران و به تعبير ديگر حق والى بر رعيت و حق رعيت بر والى است، مىفرمايد: «سپس خداوند سبحان، بخشى از حق خود را امورى قرار داده كه بر مردم در برابر يكديگر واجب شمرده (و مأمور به اداى آن شدهاند)»؛ (ثمّ جعل- سبحانه- من حقوقه حقوقا افترضها لبعض النّاس على بعض).
شايان توجّه اينكه امام عليه السّلام حق مردم را بر يكديگر به عنوان بخشى از حقوق خداوند بر مردم و نشأت گرفته از حقوق خودش شمرده است و به تعبير ديگر حق اللّه و حق الناس در عرض هم نيستند، بلكه در طول هماند.
آنگاه مىافزايد: «خداوند اين حقوق را در همه جهات مساوى و همانند هم قرار داده بهگونهاى كه بعضى از آن سبب بعض ديگر است و هيچكدام واجب نمىشود مگر اينكه ديگرى واجب گردد»؛ (فجعلها تتكافأ [١] في وجوهها، و يوجب بعضها بعضا، ولا يستوجب بعضها إلّا ببعض).
به بيان ديگر هيچيك از اين حقوق يكسويه نيست و همانگونه كه در بخش گذشته آمد، همه آنها دو سويه است، هرگاه حقى براى كسى بر ديگرى ثابت شود بلافاصله در مقابل آن حقى از شخص دوم بر شخص اوّل لازم مىگردد، بنابراين، اين حقوق هم مساوى يكديگرند و هم لازم و ملزوم يكديگر؛ نه به اين معنا كه اگر بعضى از افراد وظيفه خود را انجام ندادند طرف مقابل نيز از انجام وظيفه خود سرباز زند؛ مثلا اگر فرزند حق اطاعت پدر را انجام نداد، پدر از تربيت او و اداى نفقه سرباز زند يا اگر گروهى از رعيت به وظيفه خود عمل نكنند، والى خدمات حكومت را از آنها قطع كند. به تعبير ديگر اينها در مقام وجوب، لازم و ملزوم يكديگرند؛ نه در مقام تحقّق و عمل؛ يعنى هردو واجبند،
[١]. «تتكافأ» يعنى همسان و برابر مىشوند از ريشه «كفؤ» بر وزن «كفر» به معناى همطراز در مقام و منزلت و قدر است، سپس به هرگونه شبيه و مانند اطلاق شده است.