پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٣٧ - شرح و تفسير دشمن نيرومند عقل
كارى خويش را محور مىبيند.
در قرآن مجيد و روايات اسلامى نيز بحثهاى آموزنده و گستردهاى درباره اين صفت رذيله آمده است. در آيه ٨ سوره «فاطر» مىخوانيم: «أَفَمَنْ زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَناً فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِى مَنْ يَشَاءُ»؛ آيا كسى كه عمل بدش براى او آراسته شده و آن را خوب و زيبا مىبيند (همانند كسى است كه واقع را آنچنان كه هست مىيابد)؟! خداوند هر كس را بخواهد (و مستحق بداند) گمراه مى سازد و هر كس را بخواهد هدايت مىكند».
در حديثى از اميرمؤمنان عليه السلام در كتاب تحف العقول آمده است:
«الإعْجابُ ضِدُّ الصَّوابِ وَآفَةُالْألْبابِ
؛ خودپسندى ضد واقعبينىاست وآفتىاست براى عقلها». [١]
تضاد عُجب با عقل تا آن حد است كه در حديث ديگرى از آن حضرت در غررالحكم مىخوانيم:
«الْمُعْجِبُ لا عَقْلَ لَهُ» [٢]
و در حديث ديگرى آمده است:
«العُجْبُ رَأْسُ الْحِماقَةِ». [٣]
در حديث جالب و پرمعنايى كه در ذيل حكمت ٣٨ گذشت اين حقيقت منعكس شده است كه حضرت مسيح مىگويد: «من بيماران غير قابل علاج را درمان كردم و حتى مردگان را به اذن خدا زنده نمودم ولى نتوانستم احمق را درمان كنم و هنگامى كه از حضرت سؤال مىكنند: احمق كيست؟ بارزترين صفت او را عُجب و خودپسندى ذكر مىكند و اين اعجاب سبب مىشود كه تمام فضائل را مخصوص خود بداند و تمام حقوق را ويژه خود بشمارد و هيچ حقى براى ديگرى قائل نباشد. در آخر آن حديث آمده است:
«فَذلِكَ الْأحْمَقُ الّذي لا حيلَةَ في مُداواتِهِ
؛ اين همان احمقى است كه راهى براى درمان او نيست». [٤]
[١]. تحف العقول، ص ٧٤.
[٢]. غررالحكم، ح ٧٠٩٠.
[٣]. همان، ح ٧٠٩٦.
[٤]. بحارالانوار، ج ١٤، ص ٣٢٤.