پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨ - شرح و تفسير غيرت
«غيرت» حالتى است كه انسان را وادار مىكند از ورود ديگران در حريم زندگى شخصى او جلوگيرى كند، افتخارات او را سلب ننمايد، مواهبش را از دستش نگيرد و متعرض نواميس او نشود و منظور از «غيرت زن» در كلام حكيمانه بالا همان حسادتى است كه نسبت به زوجه ديگر همسرش پيدا مىكند و منظور از «غيرت مرد» در كلام بالا ممانعتى است كه مرد از ورود ديگرى به حريم خانواده و ناموس خود به عمل مىآورد.
در ذيل حكمت ٤٧ نيز بحثى درباره تفسير غيرت و ارزش آن ذكر شد.
تعبير به «كفر» در اين كلام حكمتآميز اشاره به كفر عملى است، زيرا كفر و ايمان معانى متعددى دارد كه در آيات قرآن نيز منعكس است. اين واژه كراراً در قرآن مجيد به بتپرستان اطلاق شده كه كفرشان، كفر اعتقادى است؛ ولى در آيه ٩٧ سوره آل عمران به كسانى كه حج را ترك كنند و نسبت به آن بىاعتنا باشند واژه «كفر» به كار رفته، مىفرمايد: «وَللَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِىٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ» و اين كفر عملى است نه اعتقادى كه آثار خاص خود را داشته باشد. كفر زن در اينجا همان بىاعتنايى به دستور خدا يعنى جواز تعدد زوجات در موارد لازم است.
درباره اهميت «غيرت» در موارد مجاز روايات متعددى از پيغمبر اكرم و ساير معصومان عليهم السلام وارد شده است؛ در حديثى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مىخوانيم:
«كانَ إبْراهيمُ أبي غَيُوراً وَأنا اغْيَرُ مِنْهُ وَأرْغَمَ اللَّهُ أنْفَ مَنْ لا يُغارُ مِنَ الْمُؤْمِنينَ
؛ پدر من ابراهيم غيرتمند بود و من از او غيرتمندترم. خداوند بينى كسانى از مؤمنين را كه غيرت ندارند بر خاك بمالد». [١]
البته در عرف ما گرچه واژه «غيرت» معمولًا در غيرت ناموسى به كار مىرود ولى مفهوم آن گسترده است و تمام مواهب و ارزشهاى الهى را كه بايد از آن
[١]. بحارالانوار، ج ١٠٠، ص ٢٤٨، ح ٣٣.