پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٣ - شرح و تفسير راه نزديكتر!
آمادگى داردم. ابليس گفت: از كجا به سراغ او مىروى؟ گفت: به وسيله شراب و لذات. ابليس گفت: كار تو نيست او علاقهاى به اين امور ندارد. سومى گفت:
من آمادهام (كه او را گمراه سازم). ابليس گفت: از چه راه به سراغ او مىروى؟
گفت: از طريق كارهاى نيك (و عبادت!) ابليس پسنديد گفت: برو، اين كار از تو ساخته است. او به صومعه عابد رفت و در برابر او ايستاد و مشغول نماز شد.
عابد از عبادت خسته مىشد و مىخوابيد و آن شيطان چشمش به خواب فرو نمىرفت، عابد استراحت مىكرد ولى شيطان استراحت نمىكرد. عابد در حالى كه خود را در برابر او قاصر و عمل خود را كوچك مىديد گفت: اى بنده خدا از چه راه اين همه قدرت و قوت بر نماز و عبادت پيدا كردى؟ شيطان جوابش را نداد. بار دوم و بار سوم تكرار كرد. شيطان در جواب او گفت: اى بنده خدا! گناهى از من سر زده و من از آن توبه كردم هر زمان كه گناه به خاطرم مىآيد قوتى بر نماز پيدا مىكنم. عابد گفت: اگر چنين است گناهت را به من بگو تا من هم انجام دهم و توبه كنم و هرگاه چنين كردم (و گناه به خاطرم آمد) قوت بر نماز پيدا كنم.
شيطان به او گفت: به شهر مىروى (در محله بدنام) و سراغ فلان زن آلوده را مىگيرى دو درهم به او بده و مرتكب گناه شو. عابد گفت: من دو درهم ندارم اصلًا نمىدانم دو درهم چيست. شيطان دو درهم از زير پاى خود در آورد و به او داد. مرد عابد (سادهلوح) با همان لباس عبادت وارد شهر شد و سراغ منزل آن زن آلوده را گرفت. مردم او را راهنمايى كردند و تصورشان اين بود كه آمده است او را موعظه كند تا دست از كار زشت بر دارد. فرد عابد هنگامى كه به سراغ آن زن آمد دو درهم را نزد او افكند و گفت: برخيز! برخاست و به داخل منزلش شد و به عابد گفت: داخل شو. آنگاه زن آلوده گفت: تو با وضع و هيئتى به سراغ من آمدهاى كه هيچ كس به اين صورت به سراغ من نمىآيد. (با لباس عابدان