پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٨ - شرح و تفسير جهان ناپايدار
باقى مىماند باز ادامه حيات آنها محسوب مىشد؛ مثلًا جوانى كه مىرود نيرو، قدرت، شادابى، شادمانى و نشاط و ساير آثار جوانى را با خود مىبرد گويى هرگز نبوده است همچنين ساير نعمتها ولى اعمال صالحه و كارهاى نيك و آنچه را انسان در خزائن الهى به امانت مىسپارد و به حكم «مَا عِنْدَكُمْ يَنفَدُ وَمَا عِنْدَ اللَّهِ بَاقٍ»؛ آنچه نزد شماست از ميان مىرود؛ و آنچه نزد خداست باقى مىماند» [١] باقى مىماند.
نتيجه روشنى كه از اين گفتار حكيمانه مولا گرفته مىشود اين است كه نه انسان به آنچه دارد دل ببندد و نه به آنچه از دستش مىرود ناراحت شود، چرا كه اين طبيعت زندگى دنياست، همانگونه كه قرآن مجيد نيز مىفرمايد: «لِّكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَآ آتَاكُمْ». [٢] و طبق فرموده مولا در حكمت ٤٣٩ حقيقت زهد همين است.
ظاهر اين جمله حكمتآميز ناظر به نعمتها و مواهب الهى، ولى بعضى از شارحان نهجالبلاغه آن را تعميم داده و گفتهاند: نقمتها و مشكلات و رنجها را نيز فرا مىگيرد، زيرا آنها نيز زائل شدنى است و روزى فرا مىرسد كه انسان به كلى آن را فراموش مىكند. يوسف گرچه سالها در زندان دور از پدر و برادران و عشيره گرفتار بود ولى هنگامى كه بر تخت عزيزى مصر تكيه زد و برادران و پدر به ديدارش آمدند همه آن ناراحتىها را از ياد برد.
[١]. نحل، آيه ٩٦.
[٢]. حديد، آيه ٢٣.