پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٣ - نكته اهميّت حسن عاقبت
وَالشَّهَادَةِ
؛ از خدا مىخواهم كه پايان عمر من و تو را سعادت و شهادت قرار دهد». [١]
آنچه در روايات بالا و آيات قرآنى درباره اهميتِ حسن عاقبت يا سوء عاقبت آمده دليل روشنى دارد كه آنچه در طويل المدة باقى مىماند عاقبت هر كارى است در حالى كه آغاز آن كوتاه مدت است؛ مثلًا فرزندى براى انسان متولد مىشود، در اوائل عمر از نظر اخلاقى يا جسمى نقاط ضعف مهمى دارد؛ اما پس از مدتى از هر نظر موزون و استوار مىگردد و پدر و مادر و همچنين جامعه به وجود او افتخار مىكنند، زيرا آنچه بقا دارد پايان كار است. يا اينكه براى ساختن بنايى، انسان در ابتدا گرفتار مشكلات عظيمى مىشود؛ ولى در پايان بنايى خوب و موزون ساخته مىشود كه همگان از آن بهرهمند مىشوند و مايه آبروى سازنده و جامعه شده و اى بسا جزو آثار ماندگار و باستانى قرار مىگيرد.
همچنين در مورد انسانها از نظر سعادت و شقاوت، همه ما- با قطع نظر از آيات و روايات حسن عاقبت- به وجود «حر بن يزيد رياحى» افتخار مىكنيم در حالى كه مدتى طولانى از عمرش در خدمت حاكمان ظالم بنى اميه بود، همين كه در آخرين ساعات عمرش بيدار شد و شهادت در راه امام حسين عليه السلام را بر همه چيز ترجيح داد نام او از فهرست شقاوتمندان حذف گرديد و در فهرست سعادتمندان قرار گرفت. به عكس، جمعى از صحابه رسول خدا صلى الله عليه و آله را مىبينيم كه در آغاز در صف بهشتيان بودند؛ اما بعد از رسول خدا صلى الله عليه و آله آتش جنگ برافروختند و عده زيادى را به كشتن دادند و امروز متأسفانه تاريخ اسلام نام آنها را به نيكى نمىبرد.
اينجاست كه همه ما دست به دعا برداشته عرضه مىداريم: خداوندا! به ما حسن عاقبت عنايت فرما.
[١]. نهجالبلاغه، نامه ٥٣.