پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٩ - شرح و تفسير كجاى دنيا فريبنده است؟
يك از آنها سودى نداشت و كوششها و كمكهايت براى آنها نتيجهاى نمىداد و با نيرويت دفاعى از آنها نكردى (و سرانجام با همه اين تلاش و كوششها مرگ گريبانشان را گرفت و به همه چيز پايان داد)»؛
(كَمْ عَلَّلْتَ بِكَفَّيْكَ، وَكَمْ مَرَّضْتَ بِيَدَيْكَ! تَبْتَغِي لَهُمُ الشِّفَاءَ، وَتَسْتَوْصِفُ لَهُمُ الْأَطِبَّاءَ، غَدَاةَ لَايُغْنِي عَنْهُمْ دَوَاؤُكَ، وَلَا يُجْدِي عَلَيْهِمْ بُكَاؤُكَ. لَمْ يَنْفَعْ أَحَدَهُمْ إِشْفَاقُكَ، وَلَمْ تُسْعَفْ فِيهِ بِطِلْبَتِكَ وَلَمْ تَدْفَعْ عَنْهُ بِقُوَّتِكَ!)
. (توجه داشته باشيد) كه «علّلت» از ريشه «تعليل» به معناى به معالجه پرداختن و «مرضت» از ماده «تمريض» به معناى پرستارى نمودن و «تَسْتَوْصِفُ» از ريشه «وصف» گرفته شده و در اينجا به معناى طلب راه درمان از طبيب است و «إشْفاق» به معناى محبت آميخته با ترس و «تُسْعَفْ» از ماده «اسْعاف» به معناى يارى طلبيدن و كمك كردن است.
امام عليه السلام در اين گفتار شفاف و بسيار روشن صحنههاى عبرتانگيز دنيا را به طرز بسيار آموزندهاى ترسيم فرموده و به پرستارانى اشاره مىكند كه حال بيمارشان روز به روز سختتر مىشود، گاه به دعا متوسل مىشوند، گاه به طبيب و دارو، گاه بيتابى مىكنند و دلسوزى و گاه سيلاب اشك از چشمشان سرازير مىشود؛ ولى هيچ كدام از آنها سودى نمىبخشد و بيمار در برابر چشمان اشكآلود آنها جان مىسپارد. اينها امورى است كه بسيارى از مردم تجربه كردهاند و آنها كه تجربه نكردهند از ديگران شنيدهاند. آيا اين صحنهها كافى نيست كه انسان به وسيله آن پى به بىاعتبارى و بىوفايى دنيا ببرد؟
در پايان اين بخش امام عليه السلام مىفرمايد: «و (بدين ترتيب) دنيا با اين نمونهها وضع تو را نيز مجسم ساخته است و با قربانگاههاى او (براى ديگران)، قربانگاه تو را»؛
(وَقَدْ مَثَّلَتْ لَكَ بِهِ الدُّنْيَا نَفْسَكَ، وَبِمَصْرَعِهِ مَصْرَعَكَ)
. اشاره به اينكه اين گورستانهايى كه در اطراف شهر و ديار توست و بيماران