پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨١٦ - شرح و تفسير نه سستى و نه پيروى از سخنچين
سست و تنبل، حق حيواناتى را كه در اختيار او هستند و از آنها بهرهبردارى مىكند ضايع مىسازد؛ به موقع به آنها استراحت نمىدهد، غذا و آب نمىرساند، مراقبتهاى لازم را انجام نمىدهد و در نتيجه حق آنها ضايع مىشود.
منظور از «واشى» افراد سخنچين است كه براى بر هم زدن رابطه دوستان، خواه به منظور حسادت باشد يا به دليل ديگر، نقطهضعفهايى را از اين دوست به آن دوست منتقل مىكنند و بالعكس و در نتيجه آن دو را به يكدگر بدبين و از هم جدا مىسازند.
ممكن است هر دو دوست نقطهضعفهايى داشته باشند و آنچه سخنچين مىگويد مطابق واقع باشد و يا اينكه دوستى درباره دوستش لغزشى پيدا كند و سخن نامناسبى در غياب او بگويد؛ ولى نقل كردن اين عيوب يا لغزشها براى دوست ديگر كه سبب سردى آنها مىشود حرام و گناه است و اگر دروغ و تهمت باشد گناه مضاعفى خواهد بود.
قرآن مجيد نيز پيامبر صلى الله عليه و آله را از گوش دادن به گفتار سخنچينان و عيبجويان نهى كرده خطاب به رسول اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايد: «وَلَا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَّهِينٍ* هَمَّازٍ مَّشَّاءٍ بِنَمِيمٍ»؛ و از كسى كه سوگند ياد مىكند و پست است اطاعت مكن. كسى كه عيبجو و سخنچين است». [١]
رابطه اين دو جمله (مَنْ أطاعَ التَّواني ... وَمَنْ أطاعَ الْواشي ...) از اين نظر است كه هر دو مربوط به رعايت حقوق است و انجام هر دو سبب تضييع حقوق مىگردد.
اين دو موضوع در روايات ديگر معصومان عليهم السلام نيز بازتاب گستردهاى دارد.
رسول خدا صلى الله عليه و آله در يكى از دعاهايش از چند چيز به خدا پناه مىبرد: از غم و اندوه و ناتوانى و تنبلى، عرضه مىدارد:
«اللَّهُمَّ إنّي أعُوذُ بِكَ مِنَ الْهَمّ وَالْحُزْنِ
[١]. قلم، آيه ١٠ و ١١.