پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٦٠ - شرح و تفسير رابطه فزونى نعمت و طغيانگرى
در واقع مىتوان گفت: اين كلام حكيمانه از آيه شريفه ٦ و ٧ سوره «علق» برگرفته شده كه مىفرمايد: «كَلَّا إِنَّ الْإِنسَانَ لَيَطْغَى* أَنْ رَّآهُ اسْتَغْنَى»؛ چنين نيست به يقين انسان طغيان مىكند از اينكه خود را بىنياز ببيند». [١]
گرچه بعضى از مفسران، انسان را در آيه مورد نظر، خصوص «ابو جهل» دانستهاند كه مرد ثروتمند و طغيانگرى بود و به مبارزه با پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله پرداخت؛ ولى به يقين، انسان در اينجا مفهومى كلى دارد كه به گروه كثيرى از نوع بشر اشاره مىكند و ابوجهل و امثال آن مصداقهاى روشنى از آن هستند.
در كلمات قصار گذشته نيز كراراً به اين حقيقت با تعبيرات ديگرى اشاره شده است؛ از جمله در گفتار حكيمانه ١٥٠ كه در مقام موعظه به نكتههاى مهمى اشاره مىكند، مىفرمايد:
«لَا تَكُنْ مِمَّنْ ... إِنِ اسْتَغْنَى بَطِرَ وَفُتِنَ»
. اگر غنى و بىنياز شود مغرور و مفتون مىگردد و در گفتار ١٦٠ نيز مىفرمايد:
«مَنْ مَلَكَ اسْتَأْثَرَ
؛ كسى كه دستش به حكومتى رسد استبداد پيشه مىكند».
و مىتوان گفت: كلام مورد بحث جامعيت بيشترى دارد، زيرا كلمات گذشته يا در مورد غنى و ثروت بود و يا مقام؛ اما گفتار حكيمانه مورد بحث، رسيدن به هر نوع توانايى مالى و مقامى و علمى را شامل مىشود.
البته اين امر در مورد افراد كمظرفيت و بىشخصيت است كه تغيير وضع زندگى آنها را به كلى دگرگون مىسازد؛ ولى مردان باايمان و پرظرفيت و باشخصيت اگر تمام عالم را به آنها بدهند تغييرى در زندگى آنان پيدا نمىشود.
نمونه اتم آن خود امام اميرمؤمنان عليه السلام است. در آن روز كه در گوشه خانه تنها نشسته بود و آن روز كه بر تخت قدرت خلافت قرار داشت حالش از هر نظر يكسان بود؛ سادهزيستى، عبادات شبانه، رسيدگى به حال محرومان و دفاع از مظلومان در هر حال مورد توجه ايشان بود. دليل آن روشن است، زيرا آنها اين
[١]. علق، آيه ٦ و ٧.