پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤٠ - شرح و تفسير باطل در لباس حق
آرى بايد اين كارها به دست انسانهاى آگاه و عادلى صورت گيرد كه در تمام موارد بر طبق احكام الهى و فرمان و دستورات او حكم كنند، بنابراين حكم به معناى حَكَميت براى رفع اختلاف كه خوارج مىپنداشتند هرگز در قرآن مجيد به خدا نسبت داده نشده است و اين مطلب به قدرى روشن است كه نياز به توضيح ندارد.
احكامى كه در قرآن مجيد آمده به صورت قوانين كلى است كه به دست رسول اكرم صلى الله عليه و آله و اولىالامر براى اجرا داده شده است و در اختلافات به دست قضات و مأمورانى كه از طرف آنها براى اجراى احكام برگزيده شدهاند. هيچ عاقلى نمىگويد خدا بايد حد سرقت يا حد زنا را بر كسانى كه مستحقاند اجرا كند. هيچ كس نمىگويد كه در اختلاف حقوقى و خانوادگى كه ميان افرادى معين يا بين چند قبيله يا خانواده است، خداوند بيايد و قضاوت و فصل خصومت كند.
البته خداوند احكام كلى و قوانين جامعى مقرر فرموده كه مديران جامعه و مجريان احكام و قضات بايد اعمال خود را بر آنها تطبيق دهند. اين چيزى است كه خوارج بر اثر ضعف عقل و حماقت و تعصب شديد نمىتوانستند آن را درك كنند.
اميرمؤمنان على عليه السلام در خطبه ٤٠، از اجراى احكام و مديريت جامعه تعبير به «إمرة» (اميرى و فرمانروايى) مىكند و از اين رو در ادامه همان خطبه مىفرمايد:
«مردم نيازمند امير و حاكمى هستند (كه فرمان خدا را در ميان آنها اجرا كند)» اشاره به اينكه مسئله حكميت در اين دايره قرار داشت نه در دايره قانونگذارى الهى. با توجه به اينكه لشكر معاويه قرآنها را بر سر نيزه كردند و در توطئهاى خطرناك گفتند ما هم مسلمانيم و قرآن در ميان ما حكومت كند كه چه كسى امير در ميان مسلمانان باشد و از آنجا كه قرآن تعيين اميرى به صورت شخصى و معين به اعتقاد آنها نكرده بود گفتند: ما بايد از هر طرف حَكَمى انتخاب كنيم تا