پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٧ - شرح و تفسير چهره واقعى دنيا و سرانجام دنياپرستان
شب و روز در واقع واحدهاى زندگى انسان را تشكيل مىدهند كه عمر انسان با گذشت آنها سپرى مىشود و نسبت حوادث به شب و روز (با آنكه آنها ظرف زمانند نه عامل حوادث) نوعى مجاز در نسبت است. شبيه آنچه در خطبهاى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله آمده كه مىفرمايد:
«وَقَدْ رَأيْتُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهارَ كَيْفَ يُبْلِيانِ كُلَّ جَديدٍ وَيُقَرّبانِ كُلَّ بَعيدٍ
؛ شما مردم شب و روز را ديدهايد كه چگونه هرچيز نو و جديدى را كهنه و هر دورى را نزديك مىسازند». [١]
اميرمؤمنان عليه السلام با تعبير ديگرى در خطبه ٩٠ كه در جلد سوم گذشت آن را بيان فرموده و به جاى شب و روز خورشيد و ماه را عامل كهنه شدن نوها و دور شدن نزديكها مىشمرد.
(وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ دائِبانِ في مَرْضاتِهِ يُبْلِيانِ كُلَّ جَديدٍ وَيُقَرّبانِ كُلَّ بَعيدٍ)
. در يك جمعبندى از مجموع اين گفتار حكيمانه مىتوان چنين گفت: از آنجا كه
«حُبُّ الدُّنْيا رَأْسُ كُلّ خَطيئَةٍ» [٢]
و علاقه به ماديات سرچشمه همه يا اغلب گناهان است، امام عليه السلام براى كاستن حب دنيا به ناپايدارى آن از تعبيرات بسيار پرمعنا در اين كلام نورانى استفاده كرده است.
نخست هدف بودن انسان را در برابر تيرهاى مرگ كه سرانجام هر كسى است مطرح مىكند و سپس به خطراتى كه در هر لحظه حيات انسان را تهديد مىكند- مانند گلوگير شدن جرعه آب يا لقمه غذا- اشاره مىفرمايد سپس به اين نكته مهم توجه مىدهد كه هميشه مواهب دنيا با محروميتهايى همراه است و هرگز انسان نمىتواند تمام آنها را يكجا در اختيار بگيرد. آنگاه هشدار مىدهد كه روزهاى عمر پى در پى در گذرند و هر روز، انسان گام تازهاى به سوى مرگ بر مىدارد و مهم اينجاست كه از دست دادن سرمايه عمر در اختيار ما نيست؛ چه
[١]. بحارالانوار، ج ٧٤، ص ١٧٧.
[٢]. كافى، ج ٢، ص ١٣٠.