پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٥ - نكته حفظ اسرار و اهداف مهم آن
سرّ و دوستى با نيكان و تمام شرور در دو چيز جمع شده: فاش كردن اسرار و دوستى با اشرار». [١]
البته اين قاعده كلى مانند غالب قواعد كلّى استثناى محدودى نيز دارد و آن در موردى است كه انسان مىخواهد با شخص عاقل و دانايى مشورت كند و با كلىگويى نمىتواند نظر او را جلب نمايد، بلكه بايد جزئيات مطلب را با او در ميان بگذارد تا بتواند از مشورت او بهره گيرد. هرگاه چنين كسى انسان رازدارى باشد مىتوان اسرار را در اختيار او براى رسيدن به اهداف مشورت گذارد.
امام صادق عليه السلام در حديثى كه درباره شرايط شخص مورد مشورت بيان كرده مىفرمايد: «چهارمين شرط (بعد از عقل و ديانت و صداقت) اين است:
«أَنْ تُطْلِعَهُ عَلَى سِرِّكَ فَيَكُونَ عِلْمُهُ بِهِ كَعِلْمِكَ بِنَفْسِكَ ثُمَّ يُسِرَّ ذَلِكَ وَيَكْتُمَهُ فَإِنَّهُ ... إِذَا أَطْلَعْتَهُ عَلَى سِرِّكَ فَكَانَ عِلْمُهُ بِهِ كَعِلْمِكَ تَمَّتِ الْمَشُورَةُ وَكَمَلَتِ النَّصِيحَةُ
؛ چهارمين شرط اين است كه او را بر سرّ خود آگاه سازى و همانگونه كه تو درباره موضوع مورد مشورت آگاهى دارى او هم آگاهى داشته باشد سپس سرّ تو را پنهان و مكتوم دارد ... هرگاه او را بر سرّت آگاه ساختى و علم او نسبت به آن موضوع مانند علم تو شد مشورت كامل مىشود و خيرخواهى به كمال مىرسد». [٢]
نكته: حفظ اسرار و اهداف مهم آن
گاه سؤال مىشود كه براى چه منظورى ما اسرار را كتمان كنيم و از ديگران پنهان داريم. با كمى دقت معلوم مىشود كه آثار قابل ملاحظهاى مىتواند داشته باشد از جمله:
[١]. بحارالانوار، ج ٧٢، ص ٧١، ح ١٤.
[٢]. همان، ص ١٠٣، ح ٣٠.